قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٧٥ - قيام ادراكات نسبت به نفس ناطقه قيام صدورى است
گفتهاند: «من فقد حسا فقد علما» كسى كه فاقد برخى حواس بوده باشد به برخى از علوم و ادراكات نخواهد رسيد.
حجت الاسلام غزالى در كتاب كبير «احياء العلوم» براساس يك سلسله مناسبات، حواس ظاهرى انسان را به نهرهائى تشبيه كرده كه درياى ادراك و علم انسانى از آن مجارى مشروب مىگردد.
قيام ادراكات نسبت به نفس ناطقه قيام صدورى است.
از جمله مسائل عمده و اساسى در باب ادراكات، اين مسئله است كه آيا قيام ادراكات نسبت به نفس ناطقه قيام صدورى است يا حلولى؟ برخى از حكما عقيده دارند كه قيام ادراكات، نسبت به نفس ناطقه از نوع قيام حلولى است؛ يعنى صور ادراكى از جهان خارج گرفته مىشود و در لوح نفس ناطقه، منطبع و منتقش مىگردد. معنى اين سخن اين است كه نفس ناطقه نسبت به ادراكات همواره جنبۀ انفعالى دارد و هيچگونه فعل يا خلاقيت در اين باب از خود نشان نمىدهد. محققين از حكما قيام ادراكات را نسبت به نفس ناطقه قيام صدورى مىدانند. لازمۀ اين سخن اين است كه نفس ناطقه در برابر جهان خارج و پديدههاى آن، تنها نقش يك آئينه را ندارد كه آنچه را در آن مىنمايند منعكس سازد؛ بلكه پيوسته از خود فعاليت نشان مىدهد و در ارتباط متقابل با پديدههاى جهان خارج، دست به خلاقيت مىزند و يك سلسله ادراكات را مىآفريند. به اين ترتيب مىتوان گفت نسبت نفس ناطقه به صور ادراكات نسبت علت به معلول است. اين مسئله نيز بخوبى آشكار است كه در باب علت و معلول و ارتباط آنها با يكديگر، سخن از خلق و صدور در ميان است نه از يك ارتباط سطحى بين دو شىء يا ارتباطى كه از نوع مقوله و اضافه باشد.
اكنون با توجه به اينكه نسبت ادراكات به نفس ناطقه از قبيل نسبت معلول به علت است، مسئلۀ ديگرى كه در باب علت و معلول، بين «حكما» از يك طرف و دو گروه «اشاعره و معتزله» از طرف ديگر، سخت مورد اختلاف است پيش مىآيد. آن مسئله در اينجا