قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٣٣ - در جوهر نيز جهش نيست
سكون چيزى است كه در هيچيك از موجودات جهان مادى مصداق ندارد.
٧-تغيير و دگرگونى، اعم از حركت است؛ زيرا، همانگونه كه گذشت، تغيير هم مىتواند تدريجى باشد و هم مىتواند به گونهاى دفعى انجام پذيرد. آنگونه تغيير كه در ظاهر پيوسته جلوه مىنمايد اگر در واقع و نفس الامر نيز پيوسته باشد، ناچار بايد گفت چيزى جز حركت نيست؛ ولى اگر تغيير بهگونهاى است كه در واقع پيوسته نيست، به هيچوجه نمىتوان آن را حركت بهشمار آورد. شايد كسانى از فلاسفۀ باستان، كه وجود حركت را در خارج مورد ترديد قرار دادهاند، خواستهاند همين مسئله را به اثبات رسانند. شايد مقصود آنان اين بوده است كه آنچه در جهان به عنوان تغيير مشاهده مىكنيم يك سلسله امور دفعى بهشمار مىآيند. مقصود فلاسفۀ باستان هرچه باشد، در اين مسأله نمىتوان ترديد كرد كه آنچه تغييرپذير بهشمار مىآيد بايد پيش از آنكه قبول تغيير كند داراى استعداد و قوۀ تغيير بوده باشد؛ زيرا اگر يك شىء داراى قوۀ تغيير نباشد به هيچوجه تغيير را نمىپذيرد. اين بيان نيز روشن است كه وقتى يك شىء بالقوه باشد ناچار براى وصول به فعليت خويش، نيازمند حركت است.