قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٣٠ - در جوهر نيز جهش نيست
گذشت، حركت يك امر متصل و سيال بهشمار مىآيد.
اين مطلب نيز بسيار روشن است كه آنچه در جهان خارج متصل و سيال باشد موجب پيدايش يك امر دفعى و ناگهانى نمىگردد. به اين ترتيب بايد گفت حركت در جوهر جهان پيوسته يك امر تدريجى است كه با هرگونه جهش و دفعى بودن ناسازگار است. انقلاب يافتن يا دگرگون شدن يك صورت نوعى به صورت نوعى ديگرنه تنها دليل جهش و دفعى بودن آن نيست، بلكه خود يكى از براهين استوار براى حركت تدريجى در جوهر بهشمار مىآيد. بهطور مثال وقتى صورت نوعى آب، در اثر حرارت شديد به صورت نوعى بخار تبديل مىگردد، ناچار بايد ميان اين دو نوع، يك قدر جامع و حد مشترك وجود داشته باشد؛ زيرا اگر ميان آب و بخار يك قدر جامع و حد مشترك وجود نداشته باشد لازمۀ آن اين خواهد بود كه دو «آن» مفروض در كنار يكديگر تحقق يابند. در كنار هم قرار گرفتن دو «آن» مفروض كه برحسب اصطلاح آن را «تتالى آنات» مىخوانند، امرى محال و غيرمنطقى بهشمار مىآيد. دليل اين امر آن است كه اگر «آن» مفروض در جهان خارج وجود داشته باشد جزء لا يتجزى يا جوهر فرد تحقق مىپذيرد.
بطلان جزء لا يتجزى در نظر حكماى اسلامى با براهين استوار به اثبات رسيده است. به اين ترتيب بايد گفت انقلاب يك صورت نوعى به صورت نوعى ديگر، اگرچه در ظاهر يك امر دفعى و ناگهانى بهشمار مىآيد، ولى در واقع و نفس الامر چيزى جز يك حركت تدريجى و جوهرى نمىباشد. زيرا اگر در مثال مزبور، ميان صورت نوعى آب و صورت نوعى بخار يك قدر جامع و حد مشترك وجود نداشته باشد، علاوه بر اشكال پيشين اشكال ديگرى نيز پيش مىآيد. آن اشكال عبارت از اين است كه وقتى ميان دو صورت نوعى، كه به يكديگر تبديل مىشوند، قدر جامع نباشد ناچار بايد مادۀ آنها در «آن» انتقال از هرگونه صورت خالى بماند؛ درحالىكه وجود ماده در خارج بدون صورت فعليه به هيچ وجه امكانپذير نيست.
براساس آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد بروشنى معلوم مىشود