قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٧٣ - فاعل مباشر در جهان طبيعت خود طبيعت است
گردد حركت قسرى نيز نابود گردد؛ درحالىكه آنچه در جهان خارج روى مىدهد خلاف آن را ثابت مىكند زيرا در بسيارى موارد نيروى قاسر از ميان برداشته مىشود ولى حركت قسرى در جسم همچنان به فعل خود ادامه مىدهد. اگر كسى رابطۀ فعل و فاعل را دريافته باشد بخوبى مىداند انفكاك و جدا گشتن فعل از فاعل به هيچوجه امكانپذير نيست. به اين ترتيب وقتى نيروى قاسر از ميان برداشته مىشود، ولى حركت قسرى به عنوان يك فعل همچنان به وجود خود ادامه مىدهد، ناچار بايد گفت نيروى قاسر نمىتواند فاعل حركت قسرى بهشمار آيد. از سوى ديگر اين مسئله از جملۀ بديهيات بهشمار مىآيد كه فعل بدون فاعل هرگز در جهان تحقق پيدا نمىكند.
اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه فاعل يك حركت قسرى چيست؟ در مقام پاسخ به اين پرسش گفته مىشود فاعل يك حركت قسرى، چيزى جز طبيعت جسم مقسور نيست. طبيعت جسم مقسور، فاعل مباشر حركت قسرى بهشمار مىآيد. نيروى قاسر را در ارتباط با طبيعت مقسور، تنها به عنوان يك عامل معد مىتوان بهشمار آورد.
فاعل مباشر در جهان طبيعت خود طبيعت است
هنگامى كه گفته مىشود فاعل يك حركت قسرى چيزى جز طبيعت جسم مقسور نيست؛ معنى آن اين است كه فاعل مباشر در جميع انواع حركات، تنها خود طبيعت است. آنچه مىتواند ميان انواع حركات در جهان طبيعت ملاك تفاوت يا اختلاف قرار گيرد اين است كه فاعل حركت در حركت طبيعى، طبيعت مطلق است؛ ولى فاعل حركت در حركت قسرى، طبيعت مطلق نيست؛ بلكه طبيعت مقسور نقش فاعل را ايفا مىنمايد، همانگونه كه در باب حركت ارادى و تسخيرى نيز طبيعت مسخر گشته، نقش فاعل مباشر بودن را دارد. به اين ترتيب مىتوان گفت حركت، پيوسته فعل طبيعت بهشمار مىآيد و فعل نيز از فاعل به هيچوجه جدا