قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٢٧ - مرحلۀ قرون وسطى
جز در مورد جهان مادى هيچگونه مفهوم و معناى معتبرى ندارد.
مرحلۀ قرون وسطى
همانگونه كه ذكر شد دوران متمادى و پرماجراى قرون وسطى، بنا به عقيدۀ برخى از صاحبنظران تاريخ فلسفه، كه براساس يك تقسيمبندى سير انديشه را مورد بررسى قرار مىدهند، دورۀ خدامدارى است. معنى اين سخن آن است كه در تمام اين دوران متمادى فلاسفه فقط به خدا انديشيدهاند و هيچگونه انديشۀ ديگرى در آثار متفكرين ديده نمىشود، از طرف ديگر چون به وجود خداى جاويدان اعتقاد ندارند، تمام اين مدت را دوران تاريك تاريخ خواندهاند. اكنون اگر كسى خارج از چهارچوب تنگ تقسيمبندى اين گروه به سير انديشه و تاريخ تفكر بشر بنگرد، به آسانى درخواهد يافت كه دوران متمادى قرون وسطى را هرگز نمىتوان يكجا و يكنواخت، آن هم در يك منطقۀ مخصوص از جهان، مورد بررسى قرار داد؛ زيرا در طول اين مدت اگرچه احيانا در برخى مناطق جهان به علت تعصبهاى مذهبى جمود فكرى وجود داشته است ولى در همۀ مناطق جهان فكر بشر متوقف و منجمد نبوده و پيوسته به سير صعودى خويش ادامه داده است. برخلاف آنچه تاريخنويسان غربى در باب قرون وسطى در اروپا مىنويسند و آن را دوران جمود و توقف انديشه مىنامند، بايد گفت قرون وسطاى اسلامى دوران شكفتگى فكر و حركت انديشه بهشمار مىآيد. در طى اين دوران دانشمندان علوم اسلامى در رشتههاى مختلف علوم، آثار گرانقدرى از خود به جاى گذاشتهاند. متفكرين بزرگ اسلامى نهتنها در زمينههاى علوم الهى مانند كلام و فلسفه و عرفان پيشرو و پيشگام بودهاند، بلكه در بسيارى از علوم ديگر نيز پيشروىهاى چشمگير كردهاند. دانشمندانى كه در طبيعيات و فيزيك از خود آثار گرانقدرى بهجاى گذاشتهاند عبارتند از:١-ابن هيثم ٢-كمال الدين فارسى.٣-ابو ريحان بيرونى.٤-ابو على سينا.