قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١١٦ - اشكال انكار حركت جوهرى
يا فشار براى آن حاصل گشته است. عين عبارت ابن سينا در اين باب چنين است: «كل ما اقتضته طبيعة الشىء لذاته فليس يمكن ان يفارقه الا و الطبيعة قد فسدت و كل جزء من الحركة يفرض للحركة بانقسام زمان او مسافة فقد يمكن ان يفارق و الطبيعة لم تبطل فكل حركة تتعين فى الجسم فانها يمكن ان تفارق و الطبيعة لم تبطل فليس شىء من الحركات مقتضى طبيعة الشىء المتحرك فاذا ان وحدت الطبيعة مقتضية للحركة فانها ليست على حالتها الطبيعية و انما تتحرك لتعود اتى الحالة الطبيعية و تبلغها فاذا بلغتها ارتفع الموجب للحركة.» ٣
اشكال انكار حركت جوهرى
استدلال ابن سينا در باب انكار حركت جوهرى داراى دو مقدمه است كه يكى از آنها صغراى قياس و ديگرى كبراى آن را تشكيل مىدهند. در مورد اعتبار و درستى كبراى اين قياس جاى هيچگونه ترديد يا اشكال نيست. آنچه مىتواند در اينجا سخت مورد ترديد واقع شود همان صغراى برهان است؛ زيرا در اين مقدمه به جدا گشتن حركت از نفس طبيعت تصريح و استناد شده و اين همان چيزى است كه در حكمت متعاليۀ صدر المتألهين شيرازى به شدت مورد انكار قرار گرفته است.
ابن سينا در مقام استدلال مىگويد: «هر جزئى از اجزاء حركت كه از طريق تقسيم زمان يا مسافت حاصل مىشود، ممكن است از نفس طبيعت جدا گردد درحالىكه خود طبيعت نابود نمىگردد.» در اينجا بلا فاصله از يك قانون كلى عقلى مدد گرفته و با اضافه كردن آن به اين مقدمه، برهان خويش را به اين صورت تكميل مىنمايد: «و هرچيزى كه مقتضاى طبيعت ذاتى يك شىء باشد هرگز از آن جدا نمىگردد، مگر اينكه طبيعت آن شىء بطور كلى نابود گردد.» نتيجۀ حاصله از اين مقدمات، همانگونه كه گذشت، اين است كه حركت به هيچوجه مقتضاى ذات و جوهر
٣ -ابن سينا. النجاة. (چاپ مصر) . ص ١٠٩.