قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٥٧ - انواع پنجگانۀ جوهر
روبرو گشتهاند؛ ولى هنوز كسى سخن تازهاى كه بالاتر از سخن فلاسفۀ اسلامى باشد در اين باب نياورده است. گروهى از طرفداران علوم، مقولۀ جوهر را انكار كرده و بر اين عقيدهاند كه جوهر در خارج وجود ندارد بلكه آنچه در خارج موجود است فقط مقولات عرضيه مىباشد.
ياوه بودن اين سخن از نظر عقلى و فلسفى به اندازهاى روشن است كه هيچگونه نيازى به استدلال ندارد؛ زيرا اگر مقولۀ جوهر در جهان خارج مورد انكار واقع شود، لازم مىآيد كه همۀ مقولات عرضيه خودبهخود تبديل به جوهر گردند؛ چون خاصيت همۀ مقولات عرضيه اين است كه پيوسته روى وجود جوهر استوار شده و به آن قائمند. بنابراين كسى كه يك مقولۀ جوهر را انكار كرده تا اينكه چندين مقولۀ عرض را ثابت نمايد، بايد بداند كه با اين عمل خود چندين مقولۀ جوهر اثبات كرده است. اگر ارسطو و پيروانش به يك مقولۀ جوهر و نه مقولۀ عرض قائل بودند، اين گروه با انكار كردن يك مقولۀ جوهر بطور ناخودآگاه نه مقولۀ جوهر اثبات كردهاند. و در نتيجه از آنچه مىگريختهاند، برخلاف ميل خود، بسيار بيشتر به آن دچار گشتهاند. اين همان چيزى است كه ارباب سخن آن را «كر على مافر» خواندهاند. به اين ترتيب مىتوان ادعا كرد كه هرگونه رد و انكار نسبت به مقولۀ جوهر در جهان خارج، در حقيقت يك نوع اثبات كردن آن است؛ زيرا وجود مقولات عرضيه در جهان خارج بدون وجود جوهر به هيچوجه امكانپذير نيست. به همين جهت بايد گفت اثبات مقولات عرضيه، بطور مستقيم و يا بطور غيرمستقيم، اثبات مقولۀ جوهر نيز خواهد بود.
انواع پنجگانۀ جوهر
بسيارى از حكما مقولۀ عالى جوهر را به پنج نوع تقسيم كردهاند كه به ترتيب عبارتند از:
١-جوهر عقل مفارق.
٢-جوهر نفس مدبر.