قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٤ - نه افراط و نه تفريط
در متن عالم هستى و جهان عينى امتداد يافته است؛ و مادام كه اين امتداد به هستى جاودانۀ خويش ادامه مىدهد، حركت انديشۀ آدمى روى اين خط در مراحل گونهگون و بىپايان آن ادامه مىيابد.
نه افراط و نه تفريط
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد يك نكته بخوبى آشكار مىشود؛ و آن نكته عبارت از اين است كه طريق وسط و راه اعتدال همواره بهترين مسير براى وصول به مقصد است. زيرا در دو طرف افراط و تفريط لغزشهائى وجود دارد كه هميشه طريق ميانه، از آنها بركنار مىماند.
همانگونه كه در آغاز اين مبحث ذكر شد، شيخ شهاب الدين سهروردى كليۀ قضاياى موجهه را به يك قضيه بازگردانده و آن عبارت است از قضيۀ ضروريه يا بتاته.
گروهى ديگر از علماى متأخر فن منطق قضاياى موجهه را به تفصيل مورد بحث قرار داده و در تقسيمبندى قضايا راه افراط را پيمودهاند.
در اين ميان راه سومى نيز وجود دارد كه هم از افراط متأخرين و هم از تفريط سهروردى بركنار مىماند. بهطور مثال اگر مراتب متفاوت ضرورت و موارد مختلف آن، بدون ورود در جزئيات، تشريح گردد نه از راه افراط طى شده و نه طريق تفريط پيموده گشته؛ بلكه بسيارى از مشكلات بدين وسيله حل مىگردد.
اصل معنى ضرورت را نمىتوان تعريف كرد زيرا هيچ مفهومى را نمىتوان در تعريف آن بكار برد كه از خود معنى ضرورت اعرف و اجلى باشد. هرگونه مفهومى كه در تعريف معنى ضرورت به كار گرفته شود، يا از حيث وضوح و روشنى همانند خود معنى ضرورت است و يا به درجات كمتر از خود معنى ضرورت، داراى وضوح و روشنائى است. به اين ترتيب معنى ضرورت، همانند