قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٦ - ضرورت ذاتى و اصالت نظام متافيزيكى
انكارناپذير است كه انسان چه بخواهد و چه نخواهد بايد در برابر آن تسليم گشته و آن را بپذيرد؛ زيرا اگر اين واقعيت-بدانگونه كه ماترياليسم ديالكتيك ادعاى آن را دارد-مورد انكار قرار گيرد هيچ حكمى در جهان صحيح نخواهد بود و هيچ سخنى معنى واقعى نخواهد داشت.
اساس اختلاف بين دو نوع تفكر ماترياليسم ديالكتيك و غير آن در همين مسئله نهفته است. به عبارت ديگر مىتوان گفت محل نزاع ميان دو گروه فكرى متخاصم در اينجاست كه آيا يك موجود در جهان، خود همان موجود است يا در عينحال غير خود آن نيز مىباشد. به اين ترتيب است كه مىبينيم «حمل اولى ذاتى» در قضيه موضع استوار خود را باز مىيابد و نقش عظيم خود را در يك نظام فكرى و سيستم فلسفى ايفاء مىنمايد.
در اينجا اين نكته نيز بخوبى روشن مىشود كه نظام فكرى يا سيستم فلسفى در متافيزيك اگرچه كشف تازهاى به معنى تجربى و علمى كلمه ارائه نمىنمايد؛ ولى هيچگونه كشفى نيز بدون آن نظام فكرى معنى نخواهد داشت؛ زيرا در اين نظام فكرى است كه هرچيز در جاى خود معنى خود را دارد و هر موجودى مىتواند با ساير موجودات در يك رابطۀ منطقى موضع خود را نيز حفظ نمايد. هيچكس نمىتواند بيرون از نظام فكرى متافيزيكى سخنى گويد كه آن سخن داراى معنى واقعى باشد؛ زيرا اگر حمل اولى ذاتى نقش خود را نداشته باشد هر سخنى كه گفته مىشود ضمن اينكه معنى اولى خود را به ذهن شنونده مىرساند، معنى ضد خود را نيز مىتواند به ذهن شنونده وارد سازد. همين اختلاف در معنى و تضاد در محتواى سخن، در ذهن خود گوينده نيز مىتواند ويرانگر باشد، چون خود گوينده نمىتواند يكى از دو معنى متضاد را بهطور معين اراده كند. مگر با اعتقاد راسخ به معنى حمل اولى ذاتى. بنابراين كسانى كه سرسختانه در مقام پيكار و دشمنى آشتىناپذير با نظام فكرى متافيزيكى برآمدهاند حربهاى جز متافيزيك در دست ندارند؛ زيرا نخستين ادعاى آنها اين است كه مىگويند «نظام فكرى متافيزيكى درست نيست.»