قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٩٤ - آيا همۀ مشكلات با يك تقسيمبندى حل مىشود؟
جملههائى نيستند كه آگاهانه و به نحو شناختنى معنىدار باشند ٣٦. بسيارى از قضاياى فلسفى و بخصوص الهيات را از اينگونه قضايا به حساب آوردهاند.
آيا همۀ مشكلات با يك تقسيمبندى حل مىشود؟
اصحاب اصالت تحصل منطقى راه سادهاى را پيش گرفتهاند و به قول خودشان خواستهاند خود را از بسيارى مشكلات رها سازند. براى اين منظور گفتهاند قضايا همواره به دو قسم تقسيم مىشوند كه به ترتيب عبارتند از:
١-قضاياى تحليلى.
٢-قضاياى تأليفى.
سپس گفتهاند قضاياى تحليلى قضايائى هستند كه در مورد آنها هيچگونه تحقيق و بررسى لازم نيست بلكه صرفا مفهوم و معنى محمول قضيه را به آسانى از مفهوم موضوع آن استخراج مىنمائيم و در اين صورت هيچگونه مشكل ديگرى وجود ندارد مانند همان مثال معروف «همۀ شوهران ازدواج كردهاند» .
دربارۀ قضاياى تأليفى گفتهاند بايد به تحقيق و بررسى تجربى پرداخت و پس از اينكه محمول از طريق مشاهده براى موضوع ثابت شد ديگر همهچيز تمام شده و به اين ترتيب هيچ مسئلهاى غيرقابل حل در عالم باقى نمىماند و همۀ مشكلات حل مىگردد.
اكنون پيش از هر سخن ديگر، از اين بزرگان انديشه پرسش مىشود آيا همين ملاك و ضابطۀ قابليت تحقيق، كه به وسيله آن بين دو گروه از قضايا تفاوت قائل مىشويد و آن را به صورت يك قضيه بيان مىكنيد، خود قابليت تحقيق دارد يا نه؟
اگر پاسخ شما به اين پرسش مثبت است آيا چگونه اين قضيه را بررسى تجربى كرديد و در كدام آزمايشگاه آن را آزمايش
٣٦ -ريچارد پابكين و آوروم استرول-كليات فلسفه. ترجمۀ جلال الدين مجتبوى. (انتشارات دانشگاه تهران) . ص ٤٠٨-٤١٣.