قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٦ - صدر المتألهين
شير مىنوشند.
عين عبارت صدر المتألهين در اين باب چنين است: «فمن رام بيان الوجود باشياء على انها هى اظهر منه، فقد اخطأ خطاء فاحشا و لما لم يكن للوجود حد فلا برهان عليه لأن الحد و البرهان متشاركان فى حدودهما على ما تبين فى القسطاس و كما ان من- التصديق ما لا يمكن ادراكه ما لم يدرك قبله اشياء اخر. . . فكذلك- القول فى باب التصور، فليس اذا احتاج تصور الى تصور يتقدمه يلزم ذلك فى كل تصور، بل لا بد من الأنتهاء الى تصور يقف» ٣عبارت صدر المتألهين در اينجا بيش از اين نيست كه اگر در جائى حد نباشد، برهان نيز نخواهد بود. ولى عبارت وى در كتاب ارزشمند «مبدأ و معاد» با آنچه از كتاب «اسفار» نقل شد، كمى تفاوت دارد. در كتاب مبدأ و معاد بعد از كلمۀ حد، كلمۀ علت نيز اضافه شده است. عين عبارت آن كتاب چنين است: «و اذ لا حد له و لا علة له فلا برهان عليه» ٤
شايد برخى چنين پندارند كه اينگونه عبارات با تفاوتهاى اندك در آثار صدر المتألهين چيزى جز يك نوع تفنن در الفاظ و كلمات نمىباشد. ولى اگر كسى با آثار و افكار وى به خوبى آشنا باشد نيك مىداند كه حتى يك لفظ از روى تفنن يا به عنوان بازى با كلمات در آثار وى به كار نرفته است بلكه هر حرف از حروف و هر كلمه از كلمات نقش خود را ايفا نموده و براى غرض مخصوص استعمال شده است.
اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه آيا اين تفاوت اندك، بين عبارت كتاب «اسفار اربعه» و كتاب «مبدأ و معاد» ، در اين باب، چگونه توجيه مىگردد؟ پاسخ اين پرسش اين است كه اضافه شدن كلمۀ لا علة بعد از كلمۀ لا حد در كتاب «مبدأ و معاد» به جهت رفع يك اشكال است كه ممكن است كسانى آن را مطرح سازند. آن اشكال به اين صورت است كه گفته شود نبودن حد تام
٣ -الاسفار الاربعة. (چاپ جديد) . ج ١. ص ٢٦-٢٧.
٤ -مبدأ و معاد (چاپ ١٣١٤ . ص ٣٣.