قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٦٣ - الفاعل و الغاية قد يتحدان
١٣١
الفاعل و الغاية قد يتحدان
يكى از مسائل اساسى در فلسفۀ اولى همانا مسئلۀ عليت و معلوليت است. بيشتر حكماى اسلامى علتهاى چهارگانه در فلسفۀ ارسطو را پذيرفته و دربارۀ آنها به بحث و گفتگو پرداختهاند. اين بزرگان علتهاى چهارگانه را به دو قسم علل وجود و علل ماهيت تقسيم كردهاند. علل وجود به ترتيب علت فاعلى و علت غائىاند و علل ماهيت، كه آنها را علل قوام نيز مىنامند، به ترتيب علت مادى و علت صورى مىباشند.
در برخى موارد بآسانى مىتوان گفت فاعل يك شىء، چيزى جز غايت آن نيست. اين مسئله در مورد فاعل كل عالم، يعنى مبدأ نخستين جهان، به روشنى معلوم است؛ زيرا، همانگونه كه در مبحث فعل حق تبارك و تعالى گذشت، غرض و غايت از فعل حق تبارك و تعالى چيز ديگرى جز خود حق تبارك و تعالى نمىباشد. برهان فعل حق، خود حق است نه چيز ديگر.
وقتى معنى علت غائى به دقت مورد بررسى واقع شود، به روشنى معلوم مىشود به هيچوجه نمىتوان آن را از علت فاعلى جدا بهشمار آورد. تفاوت بين علت غائى و علت فاعلى تنها مىتوان در عالم اعتبار، مورد ارزيابى قرار گيرد. بطور مثال گفته مىشود هنگامى كه شخص تشنه براى رفع تشنگى خويش اقدام به