قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٢٨ - عوارض مشخصه يا امارات تشخص؟
واقع شود؛ و اين بدان جهت است كه تشخص يك شىء به هيچوجه مقدم بر شىء نيست؛ زيرا تشخص يك شىء همواره در رتبۀ وجود آن قرار گرفته است. سخن گروه نخست نيز خالى از خلل و خطا نيست؛ زيرا وجود ماده چون هميشه در نهايت ابهام است، به هيچ وجه نمىتواند موجب تشخص يك شىء گردد. علاوه بر آنچه ذكر شد هيولاى اولى در نظر حكما يك امر مشترك بهشمار مىآيد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه يك امر مشترك به هيچوجه نمى- تواند علت تشخص باشد. اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ميان ماده و تشخص يك نوع تقابل آشتىناپذير موجود است؛ زيرا ماده حامل قوۀ شىء است درحالىكه تشخص، موجب فعليت آن مىباشد.
عوارض مشخصه يا امارات تشخص؟
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد اين مسئله بروشنى معلوم مىشود كه تشخص يك شىء نه به ماده است و نه به فاعل؛ بلكه تشخص يك شىء چيزى جز نحوۀ وجود و نوع هستى آن نمىباشد. همانگونه كه در آغاز اين مبحث گذشت؛ بسيارى از بزرگان اهل تحقيق اين عقيده را پذيرفته و آن را مورد تأييد قرار دادهاند.
نخستين بنيادگذار فلسفۀ اسلامى، حكيم ابو نصر فارابى، اين عقيده را در آثار خويش مورد تأييد قرار داده است. صدر- المتألهين شيرازى نيز از پيروان سرسخت اين مذهب بهشمار مى- آيد. به اين ترتيب مىتوان گفت وجود و تشخص نسبت به يكديگر دو مفهوم مساوق بهشمار مىآيند. دو مفهوم نسبت به يكديگر هنگامى مىتوانند مساوق بهشمار آيند كه در جهان خارج بيش از يك مصداق نداشته باشند. وجود و تشخص دو مفهومى هستند كه در جهان خارج بيشتر از يك مصداق نمىتوان براى آنها پيدا كرد.
وقتى اين مسئله ثابت شود كه تشخص در جهان خارج چيزى جز نحوۀ وجود و نوع هستى نمىباشد، اين مسئله نيز ثابت مى-