قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٧٧ - موضوع در حركت جوهرى چگونه باقى مىماند؟
اين حدود كه در مسير حركت واقع مىشوند مراحل گونهگون جوهر را تشكيل مىدهند.
به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه مىتواند بقاء موضوع را در مراحل مختلف حركت جوهرى حفظ نمايد، همانا حفظ وحدت شخص موجود مىباشد. حفظ وحدت شخص موجود نيز يا از طريق وحدت عقلى فاعل مدبر حاصل مىگردد و يا از طريق وحدت ابهامى قابل صرف.
«وحدت عقلى فاعل مدبر» ، عبارت است از احاطۀ عقل فعال به همۀ تحولات و دگرگونىها كه براى يك موجود در حركت جوهرى حاصل مىگردد. «وحدت ابهامى قابل» عبارت است از وحدت هيولاى اولى. آنچه مىتواند هيولاى اولى را تشخص بخشد فقط صورتى از صورتهاى بىشمار جوهرى است و آنچه در مراحل گونهگون و مراتب بىشمار دگرگون مىشود، خصوصيت هريك از صورتها است. به اين ترتيب بايد گفت همۀ مراحل بى- پايان جوهر به يك وجود متصل واحد موجودند. اين وجود متصل واحد است كه بطور بالقوه داراى انواع گونهگون و مراحل بى- شمار مىباشد. معانى ذاتيه و فصول منطقيه در انواع مختلف، مراحل متعدد و جلوههاى رنگارنگ اين وجود متصل واحد را تشكيل مىدهند. بطور مثال گفته مىشود يك انسان از آغاز تولد تا هنگام وفات مراحل گونهگون و اطوار مختلف را سپرى مىكند. اين مراحل به ترتيب عبارتند از كودكى، جوانى، پيرى و. . . شخصيت يك انسان در همۀ اين مراحل محفوظ باقى مىماند بهگونهاى كه اگر شخص در آغاز جوانى خويش اعمالى را، اعم از نيك يا بد مرتكب گردد، تا پايان عمر خويش مسئول آنها خواهد بود. زيرا شخصيت فرد در پايان عمر چيزى جز نتيجه و دنبالۀ شخصيت وى در آغاز كار نمىباشد. به اين ترتيب معلوم مىشود در اين حركت جوهرى و ذاتى كه انسان به وسيلۀ آن تكامل مىيابد، موضوع حركت كه همان شخصيت انسان باشد در همۀ مراحل گونهگون حركت همواره محفوظ باقى مىماند و اين همان چيزى است كه در باب حركت آن را «موضوع حركت»