قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢٩ - در جوهر نيز جهش نيست
اشتدادى در جوهر جهان، چيزى جز يك امر تدريجى نيست. در اينجاست كه برخى مرتكب اشتباه شده و انقلاب را يك امر دفعى و ناگهانى بهشمار آوردهاند. اين جماعت چون نتوانستهاند حركت در جوهر را ادراك كنند مسئلۀ تشكيك در وجود و ذو مراتب بودن آن را نيز مورد انكار قرار دادهاند. ناچار حركت و تدريج را تنها در مورد اعراض و كيفيات اشياء صادق دانستهاند. به همين جهت ميان انقلاب و استحاله تفاوت قائل شده و گفتهاند استحاله، كه چيزى جز حركت در كيفيات و عوارض نيست، يك امر تدريجى و پىدرپى بهشمار مىآيد. اين جماعت در مورد اختلاف ميان صورتهاى جوهرى، به انقلاب توسل جسته و اشتداد هريك از اشياء را در مورد صور جوهرى خويش يك امر دفعى و ناگهانى بهشمار آوردهاند.
در جوهر نيز جهش نيست
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، اين مسئله بروشنى معلوم مىشود كه هرگونه تغيير و دگرگونى در اين جهان بدون وجود حركت امكانپذير نيست. اين مسئله در مورد تغيير تدريجى بسيار واضح و آشكار است؛ زيرا تغيير تدريجى چيزى جز حركت نيست. آنچه در اين مورد ميان حكما مورد بحث و گفتگو واقع شده است، تغيير دفعى و ناگهانى در اشياء است. برخى گمان كردهاند تغيير دفعى و ناگهانى پديدهاى است كه خارج از زمان و بيرون از حركت به وقوع مىپيوندد. منشأ انديشۀ اين گروه چيزى جز اين نيست كه به وجود حركت در مورد صور جوهرى اعتراف نكردهاند. جاى هيچگونه ترديد نيست كه اگر كسى به وجود حركت در مورد صور جوهرى اعتراف كند ناچار بايد هرگونه تغيير دفعى و ناگهانى را در جهان خارج مورد انكار قرار دهد؛ زيرا سيلان و تدريج از خصلتهاى ثابت و پايدار حركت بهشمار مىآيند. صفت سرعت در حركت اگرچه بسيار شديد هم باشد با تدريجى بودن آن به هيچوجه منافات پيدا نمىكند؛ زيرا، همانگونه كه