قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣١٤ - اذا صدر شىء من الفاعل فلا يفتقر بعد صدوره منه الى جاعل يجعل ذاته تلك الذات
است» يا «انسان حيوان است» ، هيچگونه جعل تأليفى كه حاكى از وجود رابط است در ميان نيست؛ زيرا بين يك شىء و خود آن شىء، و نيز بين يك شىء و ذاتيات آن، هيچ نوع رابطهاى وجود ندارد. در مورد عوارض ذاتى ماهيت نيز اين سخن صادق است؛ زيرا عوارض لازم يك شىء به هيچوجه قابل انفكاك از شىء نيست. وقتى عوارض لازم يك شىء به هيچوجه قابل انفكاك نباشد، ناچار جعل تأليفى نيز در آن مورد تحقق نمىيابد؛ مثلا وقتى گفته مى- شود عدد چهار زوج است، بين زوجيت و عدد چهار جعل تأليفى تحقق نيافته است؛ زيرا همانگونه كه نسبت ذات و ذاتيات به اصل ذات ضرورى است، نسبت عوارض ماهيت به ذات نيز ضرورى و غير قابل انفكاك است. در مورد نسبت ضرورى ملاك احتياج به علت مفقود است، زيرا مناط نيازمندى به علت را همواره امكان تشكيل مىدهد؛ همانگونه كه مناط بىنيازى، چيزى جز وجوب يا امتناع نيست.
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد بروشنى معلوم مى- شود كه آنچه مورد تعلق جعل بسيط قرار مىگيرد، چيزى جز وجود نفسى نيست، و آنچه مورد تعلق جعل تأليفى واقع مىشود، چيزى جز وجود رابط نمىباشد. اگر بخواهيم از وجود نفسى و وجود رابط در دايرۀ فعل انسان سخن بگوئيم، بايد مجموعۀ تصورات و تصديقهاى انسان را مورد بررسى قرار دهيم. تصورات انسان، وجود نفسى را نشان مىدهند و تصديقهاى وى از وجود رابط حكايت مىكنند. در دايرۀ جعل و ايجاد بشرى، تصورات وى جعل بسيط بهشمار مىآيند ولى تصديقهاى وى چيزى جز جعل تأليفى نيستند؛ زيرا مادام كه بين تصور موضوع و تصور محمول نوعى رابط وجود نداشته باشد، تصديق تحقق پيدا نمىكند.
ذاتيات و لوازم ماهيات مجعول نيستند
اكنون كه معنى وجود رابط و وجود نفسى، و همچنين تفاوت ميان جعل بسيط و جعل تأليفى معلوم شد، بروشنى معلوم مىشود