قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٩٢ - حصول المعلول عند حصول العلة واجب
پاسخ چهارم [اينكه در نخستين لحظۀ آفرينش، نوعى مصلحت وجود داشته كه در ساير اوقات نبوده است]
فرقهاى ديگر از متكلمين، يگانه راهحل مشكل را مصلحت واقعى در فعل حق دانستهاند. اين جماعت بر اين عقيدهاند كه افعال خداوند متعال داراى مصالح واقعى و نفس الأمرى است؛ اگرچه آن مصالح از نظر انسان پنهان مانده باشد. به اين ترتيب مىتوان گفت در نخستين لحظۀ آفرينش، نوعى مصلحت وجود داشته كه در ساير اوقات نبوده است. در اين صورت، آفرينش جهان براساس آن مصلحت انجام گرفته و چون آن مصلحت به نخستين لحظۀ آفرينش اختصاص داشته ايجاد جهان در غير آن لحظه امكانپذير نبوده است. مصلحت لحظۀ آفرينش را هرچه باشد، آفريدگار جهان مىداند؛ ولى آفريدگان را به آن مقام راهى نيست.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد بروشنى معلوم مىشود اختصاص آفرينش به يك لحظه، كه آن نخستين لحظه است، هرگز بدون مرجح نبوده است؛ زيرا مصلحت آفرينش در نظر آفريدگار معلوم است؛ ولى اين مصلحت كه چيزى جز مرجح آفرينش نمى- باشد، از نظر انسان پنهان است. عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است: «و منهم من قال ان افعال الله تعالى غير خالية عن- المصالح و ان كنا لا نعلم تلك المصالح فتخصيص البارى تعالى ايجاد العالم بوقت معين لأجل انه تعالى عالم بان حصول العالم فى ذلك الوقت يتضمن مصلحة و لو وقع العالم فى غير ذلك الوقت لما حصلت تلك المصلحة.» ٣
پاسخ پنجم [عدم ايجاد جهان در ازل، از شؤون ازلى بودن مبدأ آفرينش بهشمار نمىآيد]
برخى از متكلمين، سرانجام راهحل ديگرى پيشنهاد كردهاند؛ و آن به اين ترتيب است كه گفتهاند اگرچه مبدأ آفرينش جهان، ازلى و بىآغاز است ولى عدم ايجاد جهان در ازل، از شؤون
٣ -همانجا.