قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٥٠ - الجزئى لا يكون كاسبا و لا مكتسبا
١-جزئى حقيقى.
٢-جزئى اضافى.
«جزئى حقيقى» عبارت است از مفهومى كه نفس تصور آن مانع باشد از واقع شدن بين كثير. مانند اينكه شخصى بهطور مثال قلمى را در دست گرفته و با آن مىنويسد. نفس تصور اين قلم مفهومى است كه از واقع شدن بين كثير امتناع دارد و با هيچ موجودى جز همان قلم كه در دست همان كاتب است منطبق نمىباشد.
«جزئى اضافى» عبارت است از هر مفهومى كه نسبت به مفهوم ديگر اخص باشد؛ اگرچه در حد ذات خويش كلى بهشمار آيد. به اين ترتيب هر مفهومى كه دايرۀ شمولش نسبت به ديگرى تنگتر باشد، نسبت به آن جزئى محسوب مىگردد. مانند مفهوم انسان نسبت به مفهوم حيوان.
بسيار روشن است كه مقصود از كلمۀ جزئى، كه در اين قاعده به كار رفته است، چيزى جز جزئى حقيقى نيست. اين مسئله نيز پرواضح است كه جزئى حقيقى جز در مورد مشخص تحقق پيدا نمىكند. بنابراين ادراك جزئى-كه در اين قاعده گفته مىشود-نه كاسب است و نه مكتسب؛ جز در مورد يك ادراك حسى مشخص نسبت به شىء معين صورت تحقق نمىپذيرد؛ زيرا جزئى حقيقى همواره در ضمن يك سلسله شرايط و عوارض مشخصه مىتواند تحقق يابد. به اين ترتيب مىتوان گفت ادراك جزئى، بهطور مشخص، هنگامى صورت تحقق مىيابد كه از طريق يكى از حواس پنجگانه، نسبت به يك شىء معين، با وضع و محاذات مخصوص، در ضمن ساير شرايط لازم، از ناحيۀ شخص مدرك، انجام پذيرد. در غير اين صورت، ادراك جزئى بهطور مشخص هرگز صورت تحقق نمىپذيرد؛ زيرا به مجرد اينكه از عوارض مشخصه و شرايط لازم بين مدرك و مدرك، از قبيل وضع و محاذات و غيره، صرفنظر گردد؛ صورت ادراكى، حالت نوعى از تجريد و انتزاع به خود مىگيرد؛ و در اين هنگام ديگر نمىتوان آن را يك ادراك جزئى بهطور مشخص بهشمار آورد.
بنابراين آنچه در اينجا مىتواند به عنوان يك قاعدۀ فلسفى