قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٨٤ - حصول العلة عند حصول المعلول واجب
نيازمند علت خواهد بود؛ زيرا بقاء يك شىء چيزى جز دوام ترجيح وجود آن نمىباشد. اين مسئله نيز روشن است مادام كه حالت ترجيح وجود در يك شىء وجود داشته باشد، وجود مرجح آن نيز ثابت است. در آثار حكماى اسلامى كلمۀ علت در دو معنى مختلف بكار برده شده است. آن دو معنى به ترتيب عبارتند از:
١-علت، چيزى است كه هستى آن مستلزم وجوب هستى ديگر گردد، نيستى آن نيز ضرورت نيستى ديگر را ايجاب نمايد.
٢-علت، چيزى را گويند كه وجود شىء ديگر به آن وابسته باشد. اين معنى در باب علت به دو قسم تام و ناقص تقسيم مى- گردد. حاج ملا هادى سبزوارى كلمۀ علت را در معنى دوم بكار برده و در مقام تعريف معنى آن مىگويد:
ان الذى الشىء اليه افتقرا فعلة و الشىء معلولا يرى ٣
وى پس از اين تعريف به ذكر اقسام علت پرداخته و آنها را برحسب اينكه از علل قوام ماهيت باشند، يا از علل وجود، در چهار قسم خلاصه نموده است، اقسام چهارگانۀ علت به ترتيب عبارتند از:
١-علت صورى.
٢-علت مادى.
٣-علت غائى.
٤-علت فاعلى.
علت فاعلى، برحسب كيفيت فعل به هشت قسم مختلف تقسيم مىگردد. ذكر اقسام هشتگانۀ فاعل درخور گنجايش اين مختصر نيست، و در جاى ديگر بايد مورد بحث و بررسى واقع شود. لازم به يادآورى است كه مفهوم علت و معلول از مفاهيم اوليه است و بدون هيچگونه واسطه در ذهن مرتسم مىشود. به اين ترتيب هرگونه تعريف در اين باب جز شرح الاسم چيز ديگرى نخواهد بود.
٣ -شرح منظومه ص ١١٢.