قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٣ - شك و يقين
هولناك شك مطلق سرگردان بودن يا در تنگناى حصار قطع و جزم بىاساس براى هميشه زندانى بودن، دو مرحلۀ دردناك و دوزخى انديشۀ بشر است كه افراد بسيارى در اين دو پرتگاه سقوط كرده و نابود گشتهاند. سالك طريق صحيح تفكر و راهرو راستين انديشه، بايد چنان با جزم و احتياط اين راه دشوار را بپيمايد كه دامن خويش را به غبار تيره اين دو وادى تاريك نيالايد. پاسخ و پرسش وقفهناپذير در انديشه و جدال هميشگى شك و يقين، راه تفكر را به سوى مقصد هموار مىسازد. توقف در تفكر چيزى جز مرگ انديشه نيست. پويائى گستاخانه و حركت خستگىناپذير، خصلت ذاتى انديشۀ آدمى است.
حركت انديشه از مقصد به سوى مبادى و بازگشت آن از مرحلۀ مبادى به سوى مقصد، در فلسفۀ اسلامى تعريف «تفكر» را تشكيل مىدهد. اين تعريف از تفكر در اين بيت چنين آمده است:
الفكر حركة الى المبادى و من مبادى الى المراد ٢٢
حركت انديشه از مقصد به سوى مبادى و بازگشت آن از مرحلۀ مبادى به سوى مقصد يك سير استوار و منظم منطقى است كه مىتواند تفكر را از هرگونه انحراف به سوى چپ يا راست باز دارد و آن را در صراط مستقيم كه راه وصول به حقيقت است همواره يارى دهد.
رابطۀ بين مقصد و مبادى خطى است كه در هستى و جهان- عين ريشه دارد و هرگز نبايد آن را يك امر قراردادى و بىارتباط با جهان عين تصور نمود، كه اگر چنين تصور شود رشتۀ نظام تفكر گسسته خواهد شد و همهچيز با همهچيز بيگانه جلوه خواهد كرد. در تفكر صحيح منطقى حركت انديشه همواره روى خط ارتباط ميان مقصد و مبادى انجام مىپذيرد و اين همان رشتۀ ظريف و خط دقيق است كه بين تفكر منطقى و غيرمنطقى فاصله ايجاد كرده است. حركت انديشه روى اين خط منطقى كه بين مقصد و مبادى راه گشوده و آنها را به يكديگر متصل ساخته است، هيچوقت متوقف نمىگردد؛ زيرا خط ارتباط بين مقاصد و مبادى،
٢٢ -حاج ملا هادى سبزوارى اللئالى المنتظمة (در منطق) . (چاپ سنگى) . ص ٨.