قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٦٣ - يك نكته
يك نكته
يادآورى يك نكته در اينجا لازم به نظر مىرسد. آن نكته عبارت است از اينكه وضع الفاظ و اسامى عام نمىتواند بيرون از مرتبۀ خلق انجام پذيرفته باشد. در مورد وضع الفاظ براى مفاهيم يا شخص و اشخاص واضح و همچنين كيفيت وضع سخن بسيار گفته شده است؛ ولى آنچه مسلم است اين است كه وضع الفاظ و اسامى در آغاز براى مفاهيم ممكن الوجود و در مرتبۀ خلق انجام پذيرفته است. زيرا عقل و ادراك بشر در آغاز به اين گونه مفاهيم نزديكتر بوده و پيش از هرچيز ديگر آنها را يافته است. عارف معروف شيخ محمود شبسترى اين مسئله را در يك سخن به رشته نظم كشيده و مىگويد:
چو محسوس آمد اين الفاظ مسموع
نخست از بهر محسوس است موضوع ١
اكنون اگر اين مسئله درست باشد كه وضع الفاظ و اسامى در آغاز تنها براى موجودات ممكن الوجود پذيرفته باشد اين مسئله آشكار مىگردد كه به كار بردن اينگونه الفاظ و مفاهيم در مورد ذات و صفات حق تبارك و تعالى تا چه اندازه مىتواند مشكل باشد. هنگامى كه اين الفاظ و اسامى در مورد ذات و صفات حق تبارك و تعالى به كار مىرود، ادراك مفاهيم درست كه بتواند با مصاديق واقعى آنها در اين مورد تطبيق نمايد، بسيار دشوار است.
اگر براى اهل معرفت اين ادراك ميسر باشد، گفتن آن به ديگران و رساندن آن به مردم بسيار مشكلتر خواهد بود. هرگونه سخن گفتن در اين باب مىتواند به جاى اينكه انسان را به ادراك واقعيت نزديكتر كند وى را از نزديك شدن به آن دورتر سازد. شايد سخن برخى از ارباب معرفت به همين مسئله اشاره داشته باشد، آنجا كه مىگويد «من عرف الله كل لسانه» هركس خدا را شناخت زبانش لال گشت. آنجا كه حقيقت آشكار مىگردد سخن كوتاه مىشود. در جائى كه واقعيت وراى طور عقل است، سخن به
١ -گلشن راز. (انتشارات خانقاه نعمت اللهى) . ص ٤٧.