قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٦٥
١٥٠
كل ما يقع به الادراك ليس الا النور
به موجب اين قاعده آنچه علم و ادراك را تحقق مىبخشد چيزى جز نور و روشنائى نمىباشد. مسئلۀ رؤيت كه خود نوعى ادراك از راه چشم است، از مصاديق بارز و آشكار اين قاعده بهشمار مىآيد. جاى هيچگونه ترديد نيست كه ادراك بصر بدون وجود نور به هيچوجه امكانپذير نيست. نور محسوس يگانه چيزى است كه مىتواند موجب پيدايش رؤيت گردد؛ زيرا نور حقيقى است كه هم در حد ذات خود روشن است و هم اشياء ديگر را روشن مىگرداند. روشنائى، حقيقت نور را تشكيل مىدهد. اين حقيقت كه هم در حد ذات خود روشن است و هم اشياء قابل رؤيت را روشن مىگرداند، تنها در مورد حس باصره و از طريق چشم، معنى خود را باز مىيابد. نور محسوس در مورد ساير حواس پنجگانه مانند سامعه، ذائقه، شامه، لامسه، به هيچوجه داراى معنى روشنائى نمىباشد. وجود نور در حس سامعه هيچچيز را روشن نمى- گرداند. وقتى روشنائى در جائى وجود نداشته باشد تاريكى آنجا را فرا مىگيرد. به اين ترتيب بايد گفت چيزى كه در حس باصره و از طريق چشم، نور و روشنائى بهشمار مىآيد، در حس سامعه و از طريق گوش با تاريكى و ظلمت برابرست. آنچه مى- تواند در حس سامعه و از طريق گوش نقش وجود نور را نسبت