قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢ - عقيدۀ نظام در باب صدق و كذب
چنانكه گذشت ملاك صدق و كذب در قضاياى حقيقيه و خارجيه، مطابقت يا عدم مطابقت نسبت آن قضايا با خارج است. به اين ترتيب سؤالى كه در آغاز اين مبحث دربارۀ ملاك صدق و كذب از ديدگاه حكما مطرح شده بود پاسخ داده مىشود.
معناى صدق و كذب
در باب معنى نسبت يا وجود رابط سخن بسيار گفته شده است. حاج ملا هادى سبزوارى فصلى از كتاب خود را به اين مبحث اختصاص داده؛ و آقا على مدرس زنوزى رسالهاى مستقل در اين باب به رشتۀ تحرير درآورده است.
عقيدۀ نظام در باب صدق و كذب
اقوال و عقايد ديگرى نيز در اين باب مورد بحث و گفتگو قرار گرفته كه هيچگونه ارزش عقلى و فلسفى ندارد؛ و هرچند دليلى براى مطرح ساختن آنها در اينجا در دست نيست؛ در عينحال بىمناسبت نيست به برخى از آن اقوال در اينجا، ولو هرچه مختصر اشارهاى شود تا نمونهاى براى ساير عقايد در اين باب باشد.
نظام و پيروانش بر اين عقيدهاند كه ملاك صدق و كذب در باب قضايا، مطابقت يا عدم مطابقت خبر است با اعتقاد گويندۀ خبر؛ يعنى اگر گويندۀ يك قضيه به مفاد و محتواى آن اعتقاد داشته باشد، آن قضيه صادق است اگرچه برخلاف واقع و نفس الامر باشد؛ ولى اگر گوينده به محتواى آن اعتقاد نداشته باشد آن قضيه كاذب است اگرچه با واقع و نفس الامر مطابق باشد. بطور مثال اگر شخصى در ميان گروهى بگويد «كرۀ زمين گرد است» ولى به اين سخن اعتقاد نداشته باشد آن قضية كاذب خواهد بود؛ ولى اگر شخصى بگويد «كرۀ زمين مسطح است» درحاليكه به محتواى آن معتقد باشد آن قضيه صادق خواهد بود. نظام براى اثبات اين عقيده در باب صدق و كذب به اين آيۀ شريفه از قرآن استدلال كرده است: «إِذٰا جٰاءَكَ