قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٠٤ - المادة فى كل شىء مأخوذة على وجه الابهام و القوة لا على وجه التحصل و الفعلية
عام ماده به كار برده و مىگويد: «حامل قوة لشىء عنصره» ١حامل قوۀ هر شىء ماده يا عنصر آن بهشمار مىآيد. سبزوارى پس از ذكر تعريف ماده اقسام گونهگون آن را مورد بحث و بررسى قرار داده و هريك از موارد را با ذكر مثال روشن كرده است. ذكر همۀ اقسام ماده از گنجايش اين مختصر بيرون است.
آنچه لازم است در اينجا مورد بحث و بررسى قرار گيرد؛ اين است كه وقتى گفته مىشود بطور مثال تخممرغ حامل قوه و استعداد مرغ شدن است، مقصود اين نيست كه تخممرغ از جهت اينكه داراى يك صورت فعليه است، حامل قوۀ مرغ شدن نيز مىباشد؛ زيرا تخممرغ از جهت اينكه داراى صورت فعليه است به هيچوجه صورت فعليۀ ديگر را نمىپذيرد؛ و اين بدان جهت است كه هرگونه فعليت دافع و طارد فعليت ديگر است. هيچگونه فعليت از جهت اينكه يك فعليت است فعليت ديگر را نمىپذيرد. آنچه مىتواند فعليت بپذيرد چيزى جز يك امر بالقوه نيست. به اين ترتيب بايد گفت تخممرغ از جهت اينكه داراى فعليت تخممرغ بودن است؛ به هيچوجه نمىتواند مرغ گردد؛ بلكه آنچه مىتواند براى مرغ شدن آماده باشد، تنها جهت بالقوه بودن آن است. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه جهت بالفعل بودن در يك شىء هميشه غير از جهت بالقوه بودن آن بهشمار مىآيد.
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد به روشنى معلوم مىشود منشأ ماده چيزى جز نقص و نارسائى نمىباشد. نقص و نارسائى در يك شىء جهت بالقوه بودن آن را تشكيل مىدهد؛ همانگونه كه تعين و تحصل در يك شىء جهت فعليت آن بهشمار مىآيد.
اكنون كه معلوم شد هريك از موجودات اين جهان داراى دو جهت بالقوه و بالفعل است، اين مسئله نيز معلوم مىشود كه مادۀ اولى يا هيولاى نخستين چيزى جز قوۀ محض نيست. هيولاى اولى از هرگونه فعليت و تحصل بىنصيب و بىبهره است؛ فعليت هيولاى اولى چيزى جز بالقوه بودن آن نمىباشد. بهرۀ هيولاى
١ -شرح منظومه (چاپ ناصرى) . ص ١٢٤.