قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤١٠ - آيا يك شىء مىتواند قسيم براى قسم خود واقع شود؟
يكديگر باشند امكانپذير نيست. تكرار نسبت تنها در موردى مىتواند صادق باشد كه در تعقل هريك از دو امر متضايف تعقل امر ديگر نيز نهفته باشد. به همين جهت است كه اجتماع دو امر متضايف در يك شىء و از جهت واحد ممتنع و محال بهشمار مىآيد، زيرا تكرار و دوران نسبت ميان يك شىء و خود آن شىء قابل تعقل نمىباشد.
آيا يك شىء مىتواند قسيم براى قسم خود واقع شود؟
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد اين مسئله بروشنى معلوم شد كه تقابل تضايف يكى از اقسام چهارگانۀ تقابل ذاتى بهشمار مىآيد. برخى از ارباب انديشه اين تقسيم را مورد اشكال قرار داده و گفتهاند مطلق معنى تقابل، خود يكى از اقسام تضايف بهشمار مىآيد؛ زيرا دو امر متقابل از آن جهت كه با يكديگر متقابلاند چيزى جز دو امر متضايف نيستند. در اين صورت چگونه مىتواند چيزى كه خود يك قسم از اقسام تضايف بشمار مىآيد قسيم آن نيز واقع شود و تقابلهاى چهارگانه را قابل توجيه نمايد؟ كسانى كه اقسام چهارگانۀ تقابل را پذيرفتهاند به اين اشكال نيز پاسخ گفتهاند. پاسخ اشكال به اين ترتيب است كه گفته مىشود آنچه مىتواند يكى از اقسام تضايف بهشمار آيد تنها مفهوم تقابل است؛ درحالىكه قسيم تضايف چيزى جز مصداق تقابل نمىباشد. با اختلاف و تفاوت ميان مفهوم و مصداق است كه در بسيارى موارد مىتوان به اينگونه اشكالها پاسخ گفت. بطور مثال در مورد مفهوم جزئى گفتهاند مفهوم جزئى در عين اينكه مفهوم جزئى است از جهت اينكه قابل صدق و انطباق بر بسيارى از جزئيات خارجى مىباشد يك امر كلى بهشمار مىآيد. از سوى ديگر اين مسئله بسيار روشن است كه مفهوم كلى با جزئى به هيچوجه قابل اجتماع نيست. پاسخ اين اشكال نيز همانند پاسخ اشكال در باب مفهوم تقابل و تضايف است. يعنى همانگونه كه مفهوم تقابل از مصاديق تضايف است و مصداق تقابل قسيم