قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٧ - اصالت وجود و يك دگرگونى در جهات سهگانه
مسائل ظرف عروض جز با عالم انديشه و ذهن قابل توجيه نخواهد بود.
اصالت وجود و يك دگرگونى در جهات سهگانه
آنچه تاكنون دربارۀ ضرورت، امكان و امتناع مورد بحث و گفتگو قرار گرفت، براساس طرز تلقى و نوع برداشتى است كه جمهور حكماى اسلامى، بدون توجه دقيق به مسألۀ بنيادى اصالت وجود، از اينگونه مفاهيم داشتهاند؛ تا جائى كه مىبينيم حتى برخى از حكماى بعد از صدر المتألهين به نقش عظيم و اساسى اصالت وجود در اينگونه مسائل توجه كامل نكردهاند و راه متعارف جمهور را در طرح و بررسى اين معانى ادامه دادهاند. درحالىكه اگر مسألۀ اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت مورد توجه كامل قرار گيرد و كيفيت ارتباط آن با ساير مسائل معلوم شود، نوع برداشت و طرز تلقى نسبت به ضرورت، امكان و امتناع بهگونهاى ديگر خواهد بود.
پرواضح است كه پيش از صدر المتألهين مسألۀ اصالت وجود به عنوان يك مبحث بنيادى و مستقل مطرح نشده بود؛ اگرچه معنى و محتواى آن مورد توجه برخى از بزرگان انديشه واقع شده بود؛ بنابراين اگر نقش تعيينكنندۀ اين اصل زيربنائى در مورد ساير مسائل فلسفى مورد بررسى قرار نگرفته است جاى هيچگونه شگفتى نيست. شگفت اينجاست كه بعد از طرح اين اصل اساسى، بوسيلۀ فيلسوف بزرگ صدر الدين شيرازى، هنوز هم كيفيت ارتباط آن با ساير مسائل آنگونه كه شايستۀ يك بررسى كامل و تمامعيار است انجام نگرفته است. شايد يكى از علتهاى اين رويداد تاريخى اين باشد كه مسئلۀ اصالت وجود با مسألۀ وحدت وجود همانند دو نوزادى هستند كه از يك پستان شير مىنوشند. اين واقعيت نيز به خوبى آشكار است كه مسئلۀ وحدت وجود از نظر فقهاى حاكم و متشرعين تابع، سخت محكوم و مطرود بوده است. در هر صورت اصل اساسى اصالت وجود طرز تفكر حكما و