قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٢٣ - طرح يك پرسش و بيان پاسخ آن
آن را «جهت ظلمانى» گفتهاند.
نسبت يك معلول به فاعل خويش همانند نسبت سايه به روشنائى است. سايه از جهت اينكه روشن است همانند نور است و روشنائى را نشان مىدهد؛ ولى از جهت اينكه به نوعى از ظلمت آلوده است متناقض با نور مىباشد و از تاريكى حكايت مىكند. همانگونه كه جهت تاريك و ظلمانى يك سايه را به هيچوجه نمىتوان به وجود نور نسبت داد، جهت ماهيت و حد يك موجود را نيز نمىتوان به فاعل منسوب كرد. به اين ترتيب مىتوان گفت ماهيت به هيچوجه مورد تعلق جعل و ايجاد واقع نمىشود؛ بلكه آنچه پيوسته مورد تعلق جعل و ايجاد و افاضه است چيزى جز وجود نمىباشد. جعل و ايجاد، افاضه و اشراق را بايد خصلت هستى بهشمار آورد. نقش ماهيت در مورد موجودات بسيط و مجرد، همانند نقش وجود ماده در مورد موجودات مادى و مركب مىباشد. همانگونه كه ملاك كثرت و تفرقه در مورد موجودات مادى و مركب چيزى جز وجود ماده يا هيولاى اولى نمىباشد، ملاك تعدد و دوگانگى در باب موجودات بسيط و مجرد نيز چيزى جز ماهيت نيست. به اين ترتيب مىتوان گفت هرگونه كثرت و پراكندگى در جهان بسائط و عالم مجردات، تنها از ماهيات ناشى مىشود. مولوى در اين باب مىگويد:
همچو آن يك نور خورشيد سما صد بود نسبت به صحن خانهها
اين مسئله را شيخ الرئيس، ابو على سينا، پذيرفته و منشأ هرگونه تركيب و تعدد را در جهان بسائط تنها ماهيات بهشمار آورده است. وى قاعدۀ معروف «كل ممكن زوج تركيبى» را در كتاب الهيات «شفا» مورد بحث قرار داده است. اين قاعده بخوبى نشان مىدهد كه هرگونه تركيب و تعدد را بايد در باب ماهيات جستجو كرد؛ و به همين جهت است كه ماهيات مثار كثرت و منشأ پراكندگى بهشمار آمدهاند.
طرح يك پرسش و بيان پاسخ آن
تاكنون ثابت شد كه ماهيت به هيچوجه نمىتواند مورد جعل