قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣١ - ادراك ذات چگونه است؟
براساس آنچه در اينجا ذكر شد، تعريف كه از فصل منطقى تشكيل مىگردد، همواره نشاندهندۀ ماهيت شىء است. سخن حكما در اين باب نقل شد و اكنون تكرار مىشود كه در يك جملۀ بسيار معروف گفتهاند: «التعريف للماهية و بالماهية.» جملۀ ديگرى نيز بين حكما بسيار معروف و مشهور است، تا جائى كه به عنوان يك مثل رايج به آن مىنگرند، آن جمله عبارت از اين است كه گفتهاند: «ان الحدود بقدر الوجود.» حاجى سبزوارى اين مثل رايج را به رشته نظم كشيده و گفته است:
«ان الحدود حسب الوجود و الحصر فى التميز من ردود» ١٥
اكنون اين پرسش پيش مىآيد كه آيا بين اين دو جمله كه بسيار هم معروفند هيچگونه تضادى وجود ندارد؟ در جملۀ اول، تعريف يا حد به باب ماهيات اختصاص يافته؛ درحالىكه در جملۀ دوم هرگونه حد يا تعريف برحسب هستى يك شىء معتبر شناخته شده است. مطابق آنچه برخى حكما در باب معنى جملۀ دوم گفتهاند، بايد گفت پاسخ پرسش مزبور منفى است و هيچگونه تضاد و تنافى بين اين دو جمله وجود ندارد؛ زيرا مقصود حكما از جملۀ «ان الحدود بقدر الوجود» اين است كه تعريف فقط براى امتياز و جدا كردن يك شىء از ساير موجودات نيست بلكه تعريف حقيقى يك شىء بايد تمام ذاتيات عام و خاص آن را دربر داشته باشد و چيزى كه تمام ذاتيات عام و خاص يك شىء را دربر داشته باشد، جز ماهيت آن نيست. بنابراين مقصود از جملۀ دوم همان است كه در معنى جملۀ اول آمده و هيچگونه اختلافى بين معنى دو جمله نيست. البته قدر جامع معنى دو جمله برخلاف عقيدۀ كسانى است كه مىگويند فايدۀ تعريف فقط امتياز دادن و جدا كردن يك شىء از ساير موجودات است. اين گروه براى تعريف، دو خاصيت بيشتر ذكر نكردهاند كه عبارتند از:
١-انعكاس يا دربر داشتن همۀ افراد كه از سنخ آن شىء باشند.
٢-اطراد يا جدا كردن هرآنچه نسبت به آن شىء بيگانه است.
١٥ -همان كتاب، ص ٤٣.