قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٠٦ - نامهاى مختلف هيولا
٣-موضوع.
٤-هيولا.
٥-طينت.
٦-ماده.
ذكر شرح هريك از مناسبتها جهت پيدايش هريك از اين نامها از عهدۀ اين مختصر بيرون است. لازم به يادآورى است كه مسئلۀ وجود هيولا يكى از مسائل پيچيده و بغرنج در فلسفه بهشمار مىآيد. اقوال و عقايد فلاسفۀ مغربزمين نيز در اين باب خالى از يك نوع تهافت و تناقض آشكار نمىباشد. دوستى ظريف در اين باب مىگفت: «سخن گفتن در دو مسئله سخت دشوار است: يكى سخن گفتن در باب ذات بارى تعالى؛ و ديگر سخن گفتن در مورد هيولاى اولى.»
شدت وجود و فرط تحصل و فوق لا يتناهى بودن، روبرو شدن با مسئلۀ نخست را دشوار مىسازد. ضعف هستى و فقدان فعليت نيز موجب خفاى هيولا شده و مسئله دوم را مشكل مىنمايد.
اكنون بىمناسبت نيست عقيدۀ برخى از فلاسفۀ معروف مغرب زمين را، جهت مزيد توضيح، در اين باب بياوريم: «مالبرانش ثابت كرده بود كه هيچ فيلسوفى نمىتواند چيزى را كه نام «قوه و نيروى نهفته در علل» بر آن نهادهاند توصيف كند. هيوم مىگويد: بنابراين نتيجۀ حرف مالبرانش اين است كه: «تأثير نيروى نهائى طبيعت يكسره براى ما مجهول است و در هيچيك از اوصاف شناخته شدۀ ماده نبايد به جستجوى آن پرداخت، زيرا كار بيهودهاى است.» سپس اضافه مىكند كه: «راستى مگر پيروان دكارت راه ديگرى براى حل مشكل داشتند؟ مبناى آنها اين بود كه ماهيت ماده كاملا براى ما معلوم است زيرا ماده عبارت است از صرف امتداد و امتداد هم فقط بر قابليت حركت دلالت دارد نه بر حركت واقعى. پس قوۀ مولد حركت در امتداد وجود ندارد. . .» پيروان دكارت مىگفتند: ماده به خودى خود شامل هيچگونه فاعليت و تأثيرى نيست و «از هرگونه قدرتى كه مايۀ توليد، ادامه يا انتقال حركت باشد يكسره خالى است.» بنابراين