قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٦٦ - استدراك
اثبات مدعاى خويش در اين باب اقامۀ برهان كرده است كه نقل آن براهين از گنجايش اين مختصر بيرون است.
سخن صدر المتألهين در اين باب خالى از اشكال نمىباشد زيرا يكى از شرايط اساسى كه در باب تقابل تضاد معتبر شناخته شده است، در مورد تقابل ميان دو صفت سرعت و بطوء موجود نمىباشد. حكما گفتهاند يكى از شرائط تقابل تضاد اين است كه ميان دو امرى كه نسبت به يكديگر تقابل تضاد دارند، بايد نهايت بعد و اختلاف موجود باشد. اكنون اگر تقابل ميان سرعت و بطوء مورد بررسى قرار گيرد معلوم مىشود ميان سرعت و بطوء نهايت بعد و اختلاف موجود نمىباشد؛ زيرا همانگونه كه گذشت حركت سريع وقتى با حركت سريعتر مورد مقايسه واقع شود، ناچار يك حركت بطئ بهشمار مىآيد. در مورد حركت كند و كندتر نيز وضع به همين منوال است.
به اين ترتيب بايد گفت تقابل ميان سرعت و بطوء از نوع تقابل تضايف است و آنچه صدر المتألهين در اين باب آورده به هيچوجه قابل قبول نمىباشد. وى گفته است: «ان التقابل بين- السرعة و البطوء ليس بالتضايف لان المتضايفين متلازمان فى- الوجود و هما غير متلازمين فى واحد من الوجودين. . .» همانگونه كه در اين عبارت مشاهده مىشود وى بطور صريح و آشكار تقابل تضايف ميان سرعت و بطوء را مورد انكار قرار مىدهد.
تقابل ميان سرعت و بطوء، از هر نوع كه باشد، در يك مسئله نمىتوان ترديد روا داشت و آن اينكه سرعت و بطوء از لوازم وجود حركت بهشمار مىآيند. به عبارت ديگر گفته مىشود همانگونه كه حركت تند و با شتاب حركت است، و چيزى از حقيقت حركت بودن را فاقد نمىباشد، حركت كند و بىشتاب نيز حركت است و هيچچيز از حقيقت حركت بودن را فاقد نمىباشد. در مورد مراتب متفاوت وجود و مراحل شديد و ضعيف نور نيز وضع به همين منوال است. اختلاف در مراتب تشكيك از حاق حقيقت شىء ناشى مىگردد. همانگونه كه نور شديد، نور بهشمار مىآيد،