قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٦٨ - داستان پرماجراى عقل و حس
٢-ادراكاتى كه عقل بدون استمداد از حواس، آنها را ابداع كرده است. اينگونه ادراكات مبدئى جز خود عقل ندارند.
دكارت و كانت، دو فيلسوف معروف اروپائى هستند كه بايد آنها را در زمرۀ اصالت اصحاب عقل بهشمار آورد. دكارت پارهاى از مفاهيم را ذاتى و فطرى عقل مىداند و معتقد است كه اينگونه مفاهيم هيچ ارتباط با حواس ندارند. مفاهيمى كه از نظر دكارت فطرى عقل بهشمار مىآيند، عبارتند از:
١-مفهوم هستى.
٢-مفهوم وحدت.
٣-مفهوم بعد و شكل و حركت و مدت.
كانت ادراكات فطرى را ادراكات ماقبل حس نام نهاده و همۀ مفاهيم رياضى را از نوع ادراكات فطرى و پيش از حس مىخواند. وى دو مفهوم زمان و مكان را نيز فطرى و پيش از حس دانسته است. بطور كلى مبحث ادراك و جدالى كه بين اصحاب عقل و اصحاب حس پيش آمده تاريخ طولانى و داستان پرماجرائى دارد. هنوز هم مىتوان گفت مبحث ادراك و تعيين حدود علم و ارتباط آن با جهان خارج، مهمترين و بغرنجترين مسئلهاى است كه تاكنون بشريت با آن روبرو گشته است. در اين مبحث است كه خطمشى آينده و حال و موضع فكرى انسان در جهان و جامعه معين مىشود.
داستان پرماجراى عقل و حس
ما نمىتوانيم در جستجوى حقيقت پيش برويم، بىآنكه يقين داشته باشيم چه در پيش داريم و چه راهى را بايد برويم؛ و اگر به حقيقت رسيديم چگونه بايد آن را بشناسيم. هرگونه روشى كه غير از اين در پيش گيريم طبعا منطقى نخواهد بود.
در آغاز دوران فلسفه مشاهده مىكنيم كه سوفسطائيان دنياى كهن، كه حق آنها به خوبى ادا نشده است، مهمترين مسئلۀ منطق را دريافته و به آن پاسخ دادهاند. آنان مىگفتند كه معرفت تنها