قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٦٥ - آيا علل قريبۀ يك شىء با يكديگر متحد نيستند؟
حكما گفتهاند شخصى كه سيرآب است در جستجوى سيرآب شدن است. اين جمله بين بسيارى از فلاسفه معروف است كه گفتهاند: «الريان يطلب الريان» ؛ يعنى هركس سيرآب شدن را در عالم انديشه تصور كرده است كوشش مىكند تا سيرآب شدن را در جهان خارج نيز تحقق بخشد.
بطور خلاصه، علت غائى و علت فاعلى هم در وجود و هم در ماهيت با يكديگر متحدند؛ ولى نفس غايت با علت غائى اگرچه در ماهيت با يكديگر متحدند ولى در نحوۀ وجود و مرتبۀ هستى با يكديگر تفاوت دارند. اين تفاوت را بايد در تفاوت بين وجود ذهنى و وجود خارجى جستجو نمود. علت غائى همواره در جهان ذهن تحقق مىپذيرد؛ ولى نفس غايت جز در عالم خارج به منصه ظهور نمىرسد.
آيا علل قريبۀ يك شىء با يكديگر متحد نيستند؟
همانگونه كه در باب اتحاد علت غائى و علت فاعلى گذشت اگر كسى مجموعۀ علتهاى چهارگانه را بدقت مورد بررسى قرار دهد بروشنى معلوم مىشود علل قريب و اسباب مباشر در يك شىء، آنچنان به يكديگر پيوستهاند كه گوئى بيش از يك چيز نمىباشند. در هرگونه انتقال و هر نوع دگرگونى از مرحلۀ نقص يك شىء به مرتبۀ كمال آن، اتحاد و يگانگى در علتهاى چهارگانه بخوبى نمايان مىگردد. بطور مثال گفته مىشود وقتى يك عمل نجارى روى يك تختۀ چوب به منظورى خاص انجام مىشود، نقش اتحاد و يگانگى در مجموعۀ علتهاى چهارگانه به خوبى روشن مىشود؛ زيرا نجار بالفعل در اين عمل مخصوص ذات شخص نجار بطور مطلق بهشمار نمىآيد؛ بلكه نجار به عنوان علت فاعلى در اين عمل مخصوص چيزى جز حالت آمادگى آن شخص با يك سلسله ابزار و ادوات مخصوص آن هم در يك وقت خاص و مكان مخصوص نمىباشد. علت مادى يا قابلى نيز در اين عمل مخصوص به هيچ وجه نمىتواند مطلق يك تختۀ چوب بهشمار آيد؛ بلكه آنچه مىتواند