قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٧٢ - اقوال سهگانه
شيشههاى رنگارنگ كه از هر گوشۀ آن تركيبى دگرگون از رنگها ديده مىشود و شايد هم مخرج مشترك اشتباهات انسانى باشد.» ٧
اقوال سهگانه
با توجه به آنچه گذشت اين نتيجه به دست مىآيد كه تاريخ پرماجراى فلسفه همواره صحنۀ برخورد و مشاجره بين اصحاب اصالت عقل و اصحاب اصالت تجربه بوده است.
شايد بتوان اقوالى را كه در اين زمينه اظهار شده است به سه مذهب اصلى بازگرداند: يكى مذهب «اصالت تجربه» دوم مذهب «اصالت عقل» كه اين دو باهم نسبت «وضع» و «وضع مقابل» دارند. سوم نظريهاى كه نسبت به آن دو مذهب در حكم «وضع مجامع» است و آن را على السوية با يكى از دو عنوان «مذهب اصالت عقل تجربى» يا «مذهب اصالت تجربۀ عقلى» ياد مىتوان كرد.
در مورد مذهب نخست مىتوان گفت به موجب مذهب اصالت تجربه «وضع» اصول عقلى مكتسب و حاصل از تجربه، يعنى نتيجۀ عمل قواى حسى، است. بنابراين وجود آنها از براى ما به نحو غير اولى و ماتأخر ٨حصول پيدا مىكند نه به نحو اولى و ماتقدم ٩. بر اين تقدير، اعتبار اصول، مطلق نيست بلكه نسبى است؛ يعنى وابسته و منوط به تجربۀ ماست و بنابراين ملاك صدق و مناط اعتبار آنها همان نفس تجربه است نه امرى وراى تجربه و زايد بر آن.
در مورد مذهب دوم گفته مىشود بنابر مذهب اصالت عقل «وضع مقابل» اصول عقلى به هيچوجه مكتسب و حاصل از
٧ -ويل دورانت. لذات فلسفه. ترجمۀ عباس زرياب خوئى. ص ١٨-١٩، ٢١-٢٢.
٨ - iroiretsop a
٩ - iroirp a