قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٤٢ - الوحدة ليست بعدد بل هى مبدء له
اعتبار گردد. وقتى ماهيت هريك از اعداد بشرط لا اعتبار شود، انجام هرگونه حمل و اشتقاق در ميان آنها با اشكال روبرو مىگردد؛ زيرا حمل و اشتقاق در مواردى مىتواند صادق باشد كه ماهيت اشياء لا بشرط مورد لحاظ و اعتبار واقع شود.
اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر ماهيت هريك از اعداد، يك ماهيت بشرط لا بهشمار مىآيد، چگونه مىتوان ادعا كرد هريك از اعداد از اعداد ديگر مشتق مىشوند و يا بر آنها حمل مىگردند؟
جاى هيچگونه ترديد نيست كه اگر ماهيت هريك از اعداد يك ماهيت بشرط لا بهشمار آيد به هيچوجه نمىتوان گفت يك عدد از اعداد ديگر مشتق مىشود؛ زيرا يك ماهيت بشرط لا همواره دافع و طارد ماهيات ديگر بهشمار مىآيد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه اگر چيزى دافع و طارد ماهيات ديگر باشد، هرگز نمىتواند منشأ پيدايش آنها واقع شود. به اين ترتيب بايد گفت هيچيك از اعداد منشأ پيدايش اعداد ديگر نمىباشد. آنچه مى- تواند منشأ پيدايش همۀ اعداد واقع شود چيزى جز واحد نيست؛ دليل اين امر آن است كه واحد يك امر لا بشرط است به همين جهت داراى يك ماهيت معين عددى نمىباشد. چيزى كه عدد به شمار نيايد نسبت به همۀ انواع اعداد نيز لا بشرط باشد، مى- تواند منشأ پيدايش همۀ اعداد واقع شود.
برخى گفتهاند واحد منشأ پيدايش اعداد نيست بلكه هريك از اعداد را مىتوان از اعداد ديگر به وجود آورد. بطور مثال گفته مىشود عدد ده چيزى است كه مىتواند از چند طريق گونهگون به وجود آيد. اعدادى كه مىتوانند در پيدايش عدد ده مؤثر واقع شوند مثلا دو عدد پنج، يك عدد سه به انضمام يك عدد هفت، يك عدد شش به انضمام يك عدد چهار، و. . . هستند. شايد اين سخن در نظر علماى علم حساب درست و معتبر باشد ولى به هيچوجه نمىتوان آن را از نقطهنظر فلسفى مورد تأييد و تصديق قرار داد؛ زيرا اگر كسى منشأ پيدايش عدد ده را اعداد مزبور بداند با يكى از اين دو اشكال روبرو خواهد شد: