قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٨٥ - حصول المعلول عند حصول العلة واجب
١٢١
حصول المعلول عند حصول العلة واجب
جائى كه هستى علت ضرورت داشته باشد وجود معلول نيز ضرورت پيدا مىكند. تخلف معلول از علت تام و تمام خويش، مسئلهاى است كه به هيچوجه عقل آن را نمىپذيرد زيرا جواز تخلف معلول از علت تامه چيزى جز نبودن قانون عليت در جهان نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت همانگونه كه وجود معلول بدون وجود علت در اين جهان امكانپذير نيست، وجود علت تام و تمام بدون وجود معلول نيز امكانپذير نمىباشد. هرجا هستى علت، روشن و آشكار باشد وجود معلول نيز پيدا و آشكار خواهد شد.
اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر تخلف معلول از علت تامه به هيچوجه جايز نيست، ازليت حق تبارك و تعالى در ارتباط با حدوث جهان چگونه توجيه مىگردد؟ خداوند مبدأ آفرينش است، ازليت و ضرورت در هستى نيز از صفات لاينفك وى بهشمار مىآيند. از سوى ديگر جهان در همۀ شؤون و اطوار خويش آفريدۀ خداوند است و حدوث و مسبوق بودن به نيستى نيز خاصيت جدائىناپذير آن شناخته شده است. در اين صورت حدوث و مسبوق بودن به نيستى چگونه با ازليت و ضرورت هستى ارتباط پيدا مىكند؟ به عبارت ديگر گفته مىشود آفريده، كه حادث و مسبوق