قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٨٢ - شيخ الرئيس ابو على سينا
حكمى كه داشته از آن سلب شده و به نقيض آن حكم محكوم شده باشد. به همين جهت قضاياى شخصيه و امور فردى، هرگز متعلق علم واقع نمىشوند و همواره مورد ترديد و ظن و شك مىباشند.
٤-شخص از جهت اينكه يك فرد جزئى است، تا از يك جهت ديگر كلى نبوده و جهت اشتراك و كليت در آن ملاحظه نشود، نه موضوع قضيه واقع مىشود و نه محمول آن؛ زيرا مادام كه در يك امر كلى شركت نداشته باشد مصداق چيزى نمىگردد تا بر آن حمل شده و موضوع قضيه واقع شود. محمول نيز نمىتواند واقع شود زيرا همواره در حمل اتحاد شرط است و يك شخص، از جهت اينكه يك فرد جزئى است، قابل اتحاد با چيزى نيست.
نتيجه اينكه نه مىتوان بر يك شخص جزئى برهان اقامه نمود و نه آن را برهان چيزى قرار داد؛ زيرا هنگامى مىتوان بر چيزى برهان اقامه نمود كه آن چيز بتواند موضوع صغراى قياس واقع شود. از سوى ديگر هنگامى مىتوان چيزى را برهان قرار داد كه آن چيز بتواند محمول واقع شده و با تغيير وضع، نقش حد وسط را در يك قياس ايفا نمايد. اكنون اگر وجود شخص، از جهت اينكه يك فرد جزئى است، نه موضوع واقع مىشود و نه محمول؛ در نهايت وضوح بايد گفت يك امر شخصى نه برهان برمىدارد و نه برهان چيزى واقع مىشود.
در اينجا يك نتيجۀ ديگر به دست مىآيد و آن اينكه يك امر شخصى، حد هم نمىتواند داشته باشد؛ زيرا در جاى خود به ثبوت رسيده كه حد و برهان هميشه با يكديگر متشارك و همراه مىباشند. بنابراين اگر چيزى برهان نداشت حد هم نخواهد داشت. سرانجام در پايان اين مقال بايد گفت هرچيزى در جهان، مادام كه جهت اشتراك و كليت آن بهگونهاى مورد ملاحظه واقع نشود، راه هرگونه حكم در مورد آن مسدود است و باب هر نوع سخن و گفتگو نيز بسته است.
شيخ الرئيس ابو على سينا
اين مسئله در آثار شيخ الرئيس، ابو على سينا، به تفصيل مورد