قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٨٣ - شيخ الرئيس ابو على سينا
بحث و گفتگو واقع شده است. ما در اينجا مختصرترين عبارت وى را از كتاب «نجات» در اين باب مىآوريم، تا كيفيت برخورد با اين مسئله و طرز تلقى وى از آن به روشنى معلوم گردد:
«فصل فى انه ليس على الفاسدات برهان: البرهان يعطى اليقين الدائم و ليس فى شىء من الفاسدات عقد دائم؛ لأن المقدمات الصغرى فى القياسات على الفاسدات لا تكون دائمة الصدق، فلا تكون برهانية؛ فبين انه لا برهان عليها و لا حد؛ فانا سنوضح ان البرهان و الحد متشاركان فى الأجزاء؛ فما لا برهان عليه فلا حد له و كيف يكون له حد و انما يتميز بالعوارض الغير المقومة، فاما المقومات فمشتركة لها.» ١٢همانگونه كه در عبارت شيخ الرئيس به آن تصريح شده، خاصيت برهان اين است كه مفيد يقين دائم باشد؛ از سوى ديگر بروشنى معلوم است كه در هيچيك از جزئيات شخصى به هيچوجه معنى دوام تحقق پيدا نمىكند. نتيجه اين خواهد بود كه جزئيات شخصى هرگز برهان نمىپذيرند و بالملازمه حد نيز نخواهند داشت. در باب اينكه جزئيات شخصى حد ندارند، سخن ابن سينا اين است كه حد هميشه مركب است از جنس و فصل؛ و جنس و فصل همواره از ذاتيات شىء بهشمار مىآيند. درحالىكه جزئيات شخصى از يكديگر به وسيلۀ عوارض مشخصه متمايز مى- گردند و عوارض مشخصه، تشكيلدهندۀ حد نخواهد بود.
نكتهاى كه در عبارت شيخ الرئيس جلب توجه مىنمايد اين است كه وى جزئيات شخصى را فاسدات خوانده است. مقصود وى از كلمۀ فاسدات چيزى جز اين نيست كه شخص جزئى همواره در حال تغيير و تحول است. بطورى كه مىتوان گفت شخص جزئى در دو لحظه به يك منوال نيست. پرواضح است كه مقصود شيخ از تغيير و تحول دائم در يك پديدۀ جزئى به هيچوجه حركت جوهرى نبوده است زيرا مسألۀ حركت در جوهر فقط به وسيلۀ صدر المتألهين شيرازى، فيلسوف بزرگ قرن يازدهم هجرى (متوفاى سال ١٠٥٠ ، كشف و تأسيس شد و هيچكس پيش از وى به اين راز بزرگ پى نبرده بود. بنابراين اگر كسانى پيش از صدر الدين شيرازى
١٢ -همان كتاب. ص ٧٥.