قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٢ - حكم به بديهى بودن نيز بديهى است
بديهى بودن جهات سهگانه
همانگونه كه در خلال مباحث گذشته بهطور اجمال و اختصار اشاره شد مفاهيم سهگانه مانند ضرورت، امكان، امتناع، كه آنها را «اعتبارات ماهيت» نيز ناميدهاند، هيچگونه نيازى به تعريف ندارند؛ زيرا هيچگونه مفهومى را نمىتوان در تعريف اين معانى سهگانه بكار برد كه از خود اين معانى اعرف و اجلى باشد. بنابراين معانى سهگانۀ ضرورت، امكان و امتناع همانند معنى هستى بدون هيچگونه واسطه در لوح ادراك انسان ترسيم مىشوند و انسان از آنها آگاهى مىيابد. كسانى كه خواستهاند اين معانى را با مفاهيم ديگر تعريف نمايند، خواسته يا ناخواسته، خود را در زنجير سردرگم دور يا تسلسل اسير كردهاند. مانند اينكه برخى در مقام تعريف معنى واجب يا ضرورت گفتهاند واجب يا ضرورت عبارت از چيزى كه فرض نيستى آن مستلزم امر محال باشد؛ و همچنين در مقام تعريف معنى امكان گفتهاند ممكن چيزى است كه فرض هستى يا نيستى آن مستلزم هيچگونه امر محال نشود؛ و سرانجام در مقام تعريف معنى امتناع گفتهاند ممتنع چيزى است كه ممكن نباشد. به اين ترتيب هرچه كوشش كردهاند كارى جز اين نكردهاند كه هركدام از اين معانى را در تعريف ديگرى به كار بردهاند و اين همان راهى است كه اگر كسى بخواهد از اين طريق خود را به سرمنزل مقصود برساند نتيجهاى جز سرگردانى و بازى با الفاظ بهدست نخواهد آورد. بنابراين معانى ضرورت، امكان و امتناع در زمرۀ معانى بديهى بهشمار آمدهاند كه انسان بدون وساطت مفهوم ديگرى آنها را در خود مىيابد و هركدام از آنها را در جايگاه مخصوص خود آن مفهوم، بكار مىبرد.
حكم به بديهى بودن نيز بديهى است
برخى محققين گفتهاند علاوه بر اينكه نفس اين معانى سهگانه بديهى مىباشد حكم به اينكه اين معانى سهگانه بديهى است نيز