قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٠١ - اعيان ثابته در علم حق تعالى
معنى ثبوت، سخنى جز اين نمىگويند كه ثابت نه موجود است و نه معدوم. تناقض ميان وجود و عدم و نفى واسطه بين هستى و نيستى، بطلان عقيدۀ معتزله را روشن مىسازد.
باتوجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد معلوم مىشود در نظر صوفيه آنچه در اين جهان پا به مرحلۀ بروز و ظهور مىگذارد چيزى جز مقتضاى اعيان ثابتۀ اشياء در مرحلۀ علم ربوبى نيست.
برخى ديگر از موجودات تنها برخى از صفات حق را ظاهر مىسازند. هيچ موجودى جز انسان نمىتواند مظهر تجلى همۀ صفات خداوند قرار گيرد. انسان كامل همۀ صفات حق را ظاهر مىسازد؛ زيرا تنها انسان است كه مركز تجلى همۀ صفات خداوند بهشمار مىآيد.
هر فردى از افراد انسان در تمام طول زندگى خود و در همۀ مراحل هستى همان چيزى خواهد بود كه عين ثابت وى در مرحلۀ علم ربوبى اقتضا مىكند. به همين جهت است كه خواجه عبد اللّه انصارى، مىگويد: «همه از روز آخر مىترسند ولى من از روز اول مىترسم.» مقصود خواجه از اين سخن چيزى جز اين نيست كه فرجام هر موجود در اين جهان آغاز آن را نشان مىدهد. آغاز هر موجود در نظر صوفيه عبارت است از آنچه عين ثابت آن در مرحلۀ علم ربوبى اقتضا مىنمايد. عين ثابت هر شىء آينۀ ظهور حق و مجلاى تجليات پروردگار بهشمار مىآيد.
اكنون بىمناسبت نيست قول شيخ مؤيد الدين جندى بهترين شارح كتاب «فصوص» محى الدين اعرابى را، جهت مزيد توضيح، در اينجا بياوريم: «كل عين من اعيان العالم فانه مرآته و مجلاه يتجلى فيه وجوده فيتأتى للمشاهد شهوده.» ١
كسانى كه موجودات اين جهان را در مقام علم ازلى و عالم ربوبى ثابت مىدانند اتصاف آنها را به وصف قديم نيز مورد انكار قرار نمىدهند، زيرا هر موجود از جهت عين ثابت و تعين خود در مرحلۀ علم ربوبى قديم بهشمار مىآيد. از سوى ديگر مىتوان گفت آنچه در علم ربوبى متعين و ثابت است از جهت اين
١ -جندى. شرح فصوص الحكم. (چاپ مشهد) . ص ٢٩٧.