قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٤ - نظر جاحظ
ممكن است قضيه با اعتقاد متكلم مطابقت داشته باشد ولى با واقع و نفس الامر مطابق نباشد. جاحظ مىگويد: قضيه در اينگونه موارد نه صادق است و نه كاذب.
براساس عقيدۀ حكما در اين باب همانگونه كه واسطۀ بين وجود و عدم، يا حقيقت و خطا، غيرمنطقى و نامعقول است قول به وجود واسطه بين صدق و كذب نيز بىمعنى و غيرمعقول است؛ زيرا نسبت قضيه يا با واقع و نفس الامر مطابق است يا نه؛ به اين ترتيب هيچگونه واسطهاى بين مطابقت با واقع و عدم مطابقت با آن قابل تصور نيست.
اكنون كه معنى صدق و كذب، در حدودى كه اين مختصر مجال آن را دارد، معلوم شد بىمناسبت نيست به آغاز اين مبحث بازگرديم و در باب معنى خبر و تفاوت اساسى آن با وصف، سخن خود را دنبال كنيم.
در آغاز اين مبحث يادآور شديم كه احتمال صدق و كذب به منزلۀ فصل مميز جوهرى در تعريف خبر است، به اين ترتيب كه اگر احتمال صدق و كذب در جائى مطرح نباشد به هيچوجه معنى خبر تحقق پيدا نخواهد كرد. بنابراين، امور انشائى؛ مانند امر و نهى و تمنى و ترجى و. . . ؛ و همچنين مركبات ناقص، از دايرۀ شمول مفهوم خبر خارج خواهند بود. دليل اين امر در مورد امور انشائى بسيار روشن است زيرا امور انشائى همواره در مورد ايجاد يا ابداع چيزى بكار برده مىشوند؛ به همين جهت ما به ازاء خارجى ندارند تا مسألۀ مطابقت و عدم مطابقت با آن مطرح گردد؛ و احتمال صدق و كذب پديد آيد. اما در مورد مركبات ناقص، مانند وصف يا اضافه، اگرچه از ديدگاه جمهور متفكرين احتمال صدق و كذب وجود ندارد ولى همواره جاى اين سؤال باقى مىماند كه آيا تفاوت ميان وصف و خبر در كجاست؟ پاسخ اين پرسش مسألهاى است كه در همين قاعدۀ مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. چنانكه در آغاز اين مبحث يادآور شديم تفاوت اساسى بين وصف و خبر در اين است كه وصف همواره يك خبر معلوم است كما اينكه خبر، پيوسته يك وصف نامعلوم است.