قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٦ - طرح يك مشكل و حل آن
علم-كه همان مطلق انديشه است-بهشمار آيد. اين بود خلاصهاى از آنچه برخى حكماى پيش از صدر المتألهين در اين باب اظهار داشتهاند.
اكنون اگر كسى به پيروى از اين فيلسوف بزرگ علم را از «سنخ وجود» بداند، مسأله به صورت ديگرى مطرح خواهد شد. در بخشى از عين عبارت قطب الدين رازى در اين باب چنين آمده است: «. . . ان التصديق اما نفس الحكم و اما مجموع الادراكات و الحكم و ايا ما كان لا يندرج تحت العلم و اما اذا كان نفس الحكم فلانه عبارة عن ايقاع النسبة فهو من مقولة حكم فلا يدخل تحت العلم الذى هو من مقولة الكيف او الانفعال و اما اذا كان التصديق هو المجموع فلان الحكم ليس بعلم و المجموع المركب من العلم و مما ليس بعلم لا يكون علما. و جوابه ان الحكم و ايقاع النسبة و الاسناد كلها عبارات و الفاظ و التحقيق انه ليس للنفس هنا تأثير و فعل بل اذعان و قبول للنسبة و هو ادراك ان النسبة واقعة او ليست بواقعة فهو من مقولة الكيف. . .» ٩
با توجه به آنچه در اين باب گذشت بروشنى معلوم مىشود كه حقيقت حكم در تصديق اگرچه از درون نفس ناطقۀ انسانى سرچشمه مىگيرد ولى چيزى جز پذيرفتن و اذعان به وجود نسبت يا عدم آن نيست. محقق تفتازانى نيز در كتاب «تهذيب المنطق» عين اين عبارت را در اين باب به كار برده است آنجا كه مىگويد: «العلم ان كان اذعانا للنسبة فتصديق و الافتصور.» ١٠انديشۀ انسان هنگامى كه همراه با پذيرفتن و اذعان به نسبت باشد. در زمرۀ تصديقات است؛ در غير اين صورت از انواع تصورات بهشمار مىآيد.
براساس آنچه در كتاب «اللمعات المشرقية فى الفنون المنطقية» آمده عقيدۀ صدر المتألهين در باب تصور و تصديق با آنچه ساير حكما ابراز داشتهاند، اندكى تفاوت دارد. اين فيلسوف بزرگ در لمعۀ اول از كتاب مزبور، تصديق را عبارت مىداند از يك نوع اعتقاد
٩ -قطب الدين رازى، شرح مطالع الانوار، (چاپ سنگى) ، ص ٦.
١٠ -كتاب تهذيب المنطق محقق تفتازانى.