قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤١٨ - المعلول يجب ان يكون مناسبا للعلة
قانون سنخيت ميان علت و معلول يكى از قواعد فلسفى است كه همواره مورد استناد واقع شده و بسيارى از مسائل بر آن مبتنى گشته است. يكى از فوائد و ثمرات اين قاعده، قاعدهايست تحت عنوان «الواحد لا يصدر عنه الا الواحد» ، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. اين قاعده علاوه بر اينكه در مسائل فلسفى مورد استناد و استفاده واقع شده، در برخى از مسائل اخلاقى نيز مورد استفاده قرار گرفته است. حكيم و عارف معروف افضل الدين كاشانى در مقام موعظه نفس ناطقه را مخاطب قرار داده و با زبان شيرين فارسى چنين مىگويد:
«اى نفس من حال تو را همى بينم و از آن در شگفت دراز ماندهام. به گفتار همى نمائى كه از اندوه و بدبختى گريزانى و به كردار در آن آويختهاى؛ به رغبت و بر ديگر راغبان غلبت مىجوئى و همچنين به گفتار مىنمائى كه ناز و خرمى را مىجوئى و به كردار از او دور مىشوى و بر يك سو مىروى از راهش.»
«و اين حالى است بس مختلف و كردارى مختلف كه چنين اختلاف از چيز يكتا به گوهر نيايد بلكه چنين حال از آن چيز آيد كه در او كثرت و تركيب بود كه از چيز يگانه جز يگانه نخيزد و از آميخته آميخته آيد. اى نفس تو خالص نگشتهاى از غش و پاك نشدهاى از اندوختههاى بد كه در گذشته اندوختهاى و در تو پارهاى زنگار گرفته مانده است هنوز؛ و اين است سبب اختلاف در آنچه از تو پديد مىآيد. . .»
«آنگه كه تو صافى و يكتا شوى، از تو يك كار آيد يا رغبت در بدبختى و غم و حسرت، يا رغبت در ناز و خرمى و گريز از غم و حسرت. . . بدان كه نشانندۀ درخت نيكى برخلاف نشانندۀ درخت بدى است؛ كه درخت نيكى اگر نيكى برش بود پس درخت بدى را بدى بر بود؛ و اگر اين سخن صدق نيست پس صدق بود كه درخت نيكى بدى ثمر دهد و درخت بدى نيكى ثمر دهد. پس هر درختى جز آن بار آرد كه در طبع و گوهر اوست؛ پس بايد كه درخت انگور، بلوط بارش بود و درخت بلوط انگور بار آورد، و ما نديدهايم كه درختى برى و ميوهاى دهد جز آنكه در طبع اوست؛