قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٩ - ادراك ذات چگونه است؟
ادراك ذات چگونه است؟
در اينجا جاى يك پرسش باقى مىماند و آن عبارت از اين است كه آيا حقيقت يك شىء، بدون ملاحظۀ هيچ عنوان از عناوين خارجى، مىتواند به كنه ذات معلوم واقع شود يا نه؟ به عبارت ديگر آيا وصول به ذات و نيل به حقيقت بدون عبور از مجراى صفات امكانپذير است يا نه؟ به بيان ديگر آيا ذات محض يا حقيقت ناب يك شىء، در كجا متحقق است و چگونه مىتوان به آن دست يازيد؟
پاسخ اين پرسش بسيار مشكل است و در اين راه بايد سخت محتاط بود كه كوچكترين غفلت موجب غرور و تباهى انديشه مىگردد. حكيم بزرگ اسلامى ميرسيد شريف جرجانى در كتاب كوچك «كبرى» ، كه در فن منطق به رشته تحرير آورده، چنين مى- گويد: «بدانكه دانستن حقايق اشياء موجوده در خارج، چون انسان و فرس و مانند آن و تمييز كردن ما بين اجناس و فصول اين حقايق و اعراض خاصه و عامه اينها، در غايت اشكال است؛ و اما دانستن مفهومات اصطلاحيه و تمييز كردن در ميان اجناس و اعراض عامه و ميان فصول و خواص آنها آسان است؛ چون مفهوم كلمه و اسم و فعل و معرب و مبنى و غير منصرف و مانند آن.» ١٣
بسيارى از حكماى اسلامى به اين مسأله توجه كردهاند و هركدام بهگونهاى آن را مطرح ساختهاند. حاجى سبزوارى در چند مورد به مناسبتهاى مختلف اين مطلب را عنوان كرده است؛ از جمله در باب اقسام «ما هو» در شيئيت ماهيت مىگويد: فصل، كه مميز- جوهرى و نشاندهندۀ ماهيت شىء است، به اين دو قسم تقسيم مىشود:
١-فصل حقيقى
٢-فصل منطقى
«فصل حقيقى» عبارت از صورت نوعيۀ يك شىء است. صورت نوعيۀ يك شىء چيزى جز فعليت و تحصل خارجى آن نيست؛ و اين همان تحصل و فعليت خارجى است كه مىتواند منشأ پيدايش فصل
١٣ -مير سيد شريف جرجانى، كتاب كبرى در منطق، ص ٦.