قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٨٨ - حصول المعلول عند حصول العلة واجب
اختيار، قديم و ازلى است ولى چيزى كه مورد اختيار و انتخاب واقع مىشود، لازم نيست ازلى يا قديم بوده باشد؛ زيرا مصلحت واقعى يا غرض فاعل ايجاب مىنمايد كه فعل وى در وقتى معين انجام پذيرد.
اين سخن متكلمين در ظاهر نيكو و پسنديده است، ولى هنوز به يك پرسش در اين باب پاسخ داده نشده است. آن پرسش عبارت از اين است كه گفته مىشود آيا خداوند متعال، كه با اختيار قديم و ازلى خويش انجام يك فعل معين را در يك وقت معين اراده و اختيار مىنمايد، مىتواند انجام همان فعل را در وقت ديگر نيز اراده و اختيار نمايد يا نه؟
در مقام پاسخ به اين پرسش اگر كسى بگويد خداوند متعال نمىتواند يك فعل معين را كه در يك وقت معين انجام مىدهد، در وقت ديگر انجام دهد؛ لازمۀ اين سخن آن است كه خداوند متعال در فعل خويش موجب و مجبور بوده باشد و اين سخن دربارۀ حق تبارك و تعالى به هيچوجه با موازين عقل و خرد سازگار نمى- باشد، تعالى عن ذلك علوا كبيرا. ولى اگر كسى بگويد خداوند متعال هرگونه فعلى را كه در يك وقت معين انجام مىدهد، مى- تواند آن را در وقت ديگر نيز انجام دهد؛ در اين صورت با اين اشكال روبرو مىگردد كه انجام فعل در يك وقت معين و ترجيح آن وقت با ساير اوقات، نيازمند يك مرجح خارجى است؛ زيرا، همانگونه كه گذشت، ترجيح بدون مرجح از نظر عقل محال و ممتنع است.
[اشكال: اگر كسى بگويد ترجيح يك وقت معين جهت انجام فعل، با يك اختيار ديگر صورت مىپذيرد ناچار با مشكل تسلسل روبرو خواهد شد]
طرح اشكال در اينجا اگر كسى بگويد ترجيح و انتخاب يك وقت معين جهت انجام فعل، با يك اختيار ديگر صورت مىپذيرد ناچار با مشكل تسلسل روبرو خواهد شد؛ زيرا همان پرسش كه در مورد اختيار نخستين پيش مىآيد در مورد اختيار دوم نيز مطرح مىگردد و زنجيرۀ پرسشها و پاسخها تا بىنهايت ادامه مىيابد. راه رها شدن از مشكل تسلسل در اينجا چيزى جز اين نيست كه سلسلۀ بههمپيوستۀ اختيارات، سرانجام به ارادۀ ازلى منتهى گردد. در باب ارادۀ ازلى، كه واجب الوجود بالذات است، اگرچه