قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٦١ - خداوند متعال فاعل مختار و بىنياز مطلق است
نظر فاعل يكسان نباشد، ناچار بايد گفت نسبت به استكمال غير، انگيزهاى در فاعل وجود دارد كه بدون آن خود را ناقص و نارسا مىپندارد و در اين صورت چگونه مىتوان ادعا كرد فاعل مختار؛ كه از روى انگيزه و غرض كارى را انجام مىدهد، از هر جهت كامل و بىنياز از غير است؟
خداوند متعال، فاعل مختار و بىنياز مطلق است
برحسب يك قاعدۀ عقلى آنچه براى واجب الوجود در نظر عقل ممتنع نباشد ناچار به نحو وجوب، وجود خواهد داشت. آن قاعده به اين ترتيب است كه گفتهاند: «واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات» است. مقتضاى اين قاعده، سلب هرگونه جهت امكانى از ساحت مقدس ذات و صفات خداوند متعال است؛ يعنى همانگونه كه خداوند متعال در هستى خويش واجب الوجود است، در حيات و علم و اراده و ساير صفات كماليه نيز واجب مىباشد. وجوب اراده در مورد حق تبارك و تعالى نه تنها با اختيار وى منافات ندارد بلكه موجب شدت اختيار و تأكيد در معنى آن نيز مىباشد؛ زيرا منشأ اراده و اختيار در مورد حق تبارك و تعالى چيزى جز ذات پاك وى نيست. به همين جهت است كه براى فعل خداوند متعال هيچگونه دليل و برهانى جز ذات پاك وى وجود ندارد. دليل فعل خداوند متعال، خود خداوند متعال است و براى فعل حق جز حق برهانى نمىتوان يافت.
وقتى سخن از فعل حق تبارك و تعالى به ميان مىآيد هرگونه پرسش و سؤال به صورت چرا و چگونه معنى خود را از دست مىدهد؛ زيرا آنچه در اين باب مورد پرسش قرار مىگيرد، خود، پاسخ است. و به اين ترتيب فاصلۀ بين پرسش و پاسخ در مورد افعال حق تبارك و تعالى از ميان برداشته مىشود؛ زيرا هيچگونه دليل يا برهانى نمىتواند فعل حق تبارك و تعالى را به چيز ديگرى، كه بيرون از ذات پاك وى باشد، توجيه يا تعليل نمايد. در واقع بايد گفت آنچه غير ذات و صفات حق تبارك و تعالى باشد، مىتواند