قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٤٣ - نقش قاعده در آثار محى الدين عربى
١-ترجيح بدون مرجح.
٢-تكرار در اجزاء ماهيت.
اگر گفته شود عدد ده تنها از دو عدد پنج تشكيل مىشود، گفته مىشود دو عدد پنج به هيچوجه بر ساير اعدادى كه مىتوانند تشكيلدهندۀ عدد ده بهشمار آيند، ترجيح ندارد؛ ولى اگر گفته شود عدد ده از مجموع اعدادى تشكيل مىشود كه مىتوانند در پيدايش آن مؤثر واقع شوند، در اين صورت تكرار در اجزاء ماهيت امرى اجتنابناپذير خواهد بود. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه تكرار در اجزاء ماهيت مستلزم اين است كه يك شىء از ذاتيات خويش بىنياز باشد. بىنياز بودن از ذاتيات نيز امرى محال و نامعقول بهشمار مىآيد.
دليل اين امر كه تكرار در اجزاء ماهيت مىتواند موجب بىنياز بودن يك شىء از ذاتيات خويش گردد اين است كه اگر در اجزاء يك ماهيت تكرار حاصل شود، لازمۀ آن اين خواهد بود كه ماهيت با وجود هريك از اجزاء خود مىتواند از ساير اجزاء مكرر بىنياز باشد؛ و اين همان چيزى است كه آن را بىنيازى از ذاتيات ناميدهاند. به اين ترتيب بايد گفت منشأ پيدايش هيچيك از اعداد را نمىتوان اعداد ديگر بهشمار آورد؛ بلكه آنچه مى- تواند منشأ پيدايش اعداد واقع شود امرى است لا بشرط كه آن را واحد مىخوانند.
نقش قاعده در آثار محى الدين عربى
محى الدين عربى، كه يك فيلسوف صوفى يا صوفى فيلسوف بهشمار مىآيد، در بيشتر آثار خود وحدت حقيقت وجود را اصل اساسى دانسته و همۀ مسائل ديگر را بر آن مبتنى ساخته است.
برخى از اهل تحقيق آثار محى الدين را بالغ بر صد و پنجاه اثر دانسته كه تنها بخشى از آنها به طبع رسيده است. آثار ابن عربى هرچه باشد دو كتاب معروف «فتوحات مكيه و فصوص الحكم» از جملۀ جامعترين آنها بهشمار مىآيد.