قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٩٠ - مذهب اصالت تحصل منطقى
به منظور فهم اعتراض شديدى كه طرفداران اصالت تحصل منطقى هم به سيستمهاى فلسفى متعارف و هم به اتميسم منطقى كردهاند لازم است دو عقيدۀ اساسى آنها تجزيه و تحليل شود: اولا تمايزى كه آنان ميان آنچه موسوم به قضاياى «تحليلى» و «تأليفى» است قائل شدهاند. و ثانيا ملاك آنان براى تعيين اينكه چه موقع يك قضيه بطور شناختى مىتواند با معنى باشد. اين ملاك گاهى «اصل تحقيق» ناميده شده است.
«اينك ابتدا تمايزى را كه بين قضاياى تحليلى و تأليفى قائل شدهاند روشن مىكنيم. براى شناخت اين تمايز به دو قضيۀ زير توجۀ كامل نمائيد:»
«الف» همۀ شوهران داراى سر هستند.
«ب» همۀ شوهران ازدواج كردهاند.
«اين هر دو قضيه در صادق بودن مشابهاند؛ با اين وصف در طريق صدق مختلفاند. ليكن نكتۀ مهم اينجاست كه تصور شوهرى كه سر ندارد ممكن است. زيرا مىتوان مردى را تصور كرد كه بدون سر متولد شده و از راه لوله به او غذا دادهاند و ازدواج كرده است. اين مرد دقيقا مانند ديگر مردان است، جز آنكه فاقد سر است. اما چون همسر اختيار كرده است شوهر هم هست. برعكس، قضيۀ «ب» فقط به عنوان يك امر واقع صادق نيست؛ بلكه خلاف آن محال نيز هست زيرا نمىتوان تصور كرد كه كسى هم شوهر باشد و هم ازدواج نكرده باشد. امر صرفا اين نيست كه همۀ شوهران ازدواج كردهاند؛ بلكه در همان معنى كلمۀ «شوهر» مندرج است كه هركسى كه شوهر است بالضرورة ازدواج هم كرده است. بدينگونه مىتوانيم دريابيم كه اگر كسى دربارۀ صدق اين دو نوع قضيه در شك و ترديد باشد، مىتواند آنها را به طريقى مختلف اثبات كند.»
«براى اثبات اينكه قضيۀ اول حقيقى است در واقع بايد همۀ شوهران را مورد ملاحظه قرار داد يعنى اين امر مستلزم تحقيق تجربى خواهد بود. اما براى اثبات اينكه قضيۀ «همه شوهران ازدواج كردهاند» ، حقيقى و صادق است احتياج به تحقيق نيست؛