قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٨٧ - نظر افضل الدين كاشانى در باب جزئيات
مبادى از طريق همبستگى ذاتى و ضرورى كه بين مفاهيم وجود دارد بهطور قهرى و ضرورى بر آن مبادى مترتب خواهد بود، اعم از اينكه شخص انسان از آن لوازم بهرهمند باشد يا نباشد؛ خواستن يا نخواستن كوچكترين تأثيرى در ترتيب لوازم بر مبادى انتخاب شده ندارد. در همينجاست كه اهميت و عظمت نقش انتخاب در زندگى انسان روشن مىگردد؛ زيرا انتخاب است كه هويت هريك از افراد انسان را مىسازد و صحنۀ پرماجراى زندگى را در انحاء مختلف و اشكال گوناگون به وجود مىآورد. غمها و شادىها، يأسها و اميدها، دادها و بيدادها به دنبال انتخابها جريان مىيابد. تمام تاريخ بشر پس از انتخاب در سه صحنۀ درام، كمدى، تراژدى جلوهگر مىگردد.
در پايان اين مقال، با يك پرسش بسيار اساسى روبرو هستيم؛ و آن پرسش اين است كه اگر انتخاب، چيزى جز اختيار كردن نيست و اگر اختيار كردن براى انسان فقط يك صفت است، آيا اين صفت اختيار خود اختيار مىشود يا نه؟ اگر اين اختيار اختيار مىشود، آيا آن اختيار در كجاست؟ و اگر اختيار اختيار نمىشود، آيا عدم اختيار خود يك نوع اختيار نيست؟ و در اين صورت آيا جز اختيار راه ديگرى هست؟
پاسخ به اين پرسش را اين زمان بگذار تا وقت ديگر.
نظر افضل الدين كاشانى در باب جزئيات
افضل الدين محمد مرقى كاشانى، معروف به بابا افضل (متوفى ٦٦٧ ه. ش) از حكما و عرفاى بزرگ قرن ششم و هفتم هجرى بوده است. وى در يك فصل از آثارش تحت عنوان «ايمنى از فنا» چنين مىگويد: «برهان بر اينكه در چه مرتبه يقين شود انسان را كه از فنا ايمن گشت گوئيم: آنگاه ايمن شود كه بداند كه هستى وجود كلى است؛ و هيچ كلى محسوس نتواند بود و نه مخيل و نه موهوم، و جز عقلى نتواند بود، و چون هستى كلى بود و كلى معقول بود، وجود عقلى جز در نفس نبود و هيچ جسم نتواند بود.