قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢٨ - الانقلاب لا يكون دفعيا
٢-مسئلۀ تشكيك و ذو مراتب بودن وجود.
حركت در جوهر جهان و تشكيك در حقيقت هستى از جمله مسائلى هستند كه در فلسفۀ صدر المتألهين مورد بررسى واقع شده، و با براهين محكم و استوار به اثبات رسيدهاند. شدت و ضعف، تقدم و تأخر، و آنچه مىتواند تفاوت در مراتب يك حقيقت را نمودار سازد، امورى هستند كه بايد منشأ آنها را در خود حقيقت وجود جستجو كرد. براى اختلاف و تفاوت در مراتب حقيقت وجود، هيچگونه دليلى وراى خود هستى نمىتوان ارائه نمود. برهان هستى هميشه و همهجا خود هستى است؛ نيستى و آنچه مانند نيستى است هرگز نمىتوانند نشانه و نمايانگر هستى واقع شوند و به اين ترتيب بايد گفت شدت و ضعف، در خود هستى است و ماهيت در حد ذات خود نه شديد است و نه ضعيف. تنها هستىها را بايد مبدأ همۀ آثار و منشأ همۀ احكام، در همۀ مراحل وجود، بهشمار آورد. ماهيات در اينجا فقط نقش تابع و پيرو را دارند.
از سوى ديگر گفته مىشود مادام كه هستى در شدت و ضعف خود تغييرپذير نباشد، آثار اختلاف در امور شديد و ضعيف ظاهر نمىگردد. بنابراين شدت و ضعف در وجود است نه در ماهيت؛ حركت نيز چيزى جز نحوۀ وجود نيست. نتيجۀ اين سخن آن است كه استكمال يا اشتداد، حركت است و حركت نيز پيوسته يك امر متصل بهشمار مىآيد. جاى هيچگونه ترديد نيست كه آنچه متصل باشد بطور بالقوه و بىنهايت قابل تقسيم است. به اين ترتيب مىتوان گفت هر مرحله از مراحل گونهگون استكمال، يا هر مرتبه از مراتب متفاوت اشتداد، مىتواند يك نوع بهشمار آيد.
در اينجا يك مسئلۀ ديگر وجود دارد كه نبايد از نظر پنهان بماند و آن اينكه گفته مىشود اگرچه مراحل استكمال و مراتب اشتداد در باب حركت جوهرى جهان بىپايان است، هر مرتبه از مراتب اشتداد نيز مىتواند يك نوع بهشمار آيد؛ ولى هرگونه حركت اشتدادى را نمىتوان موجب تغيير حد يك ماهيت بهشمار آورد. تغيير حد ماهيت تنها در برخى موارد انجام مىپذيرد. تغيير حد ماهيت اگرچه يك امر دفعى بهشمار مىآيد، ولى حركت