قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١١٢ - ذات و صفات
در اين صورت اشكالهاى فراوان ديگرى پيش مىآيد:
يكى از موارد اشكال اين است كه ممكن الوجود بودن صفات، به عموم اين قاعدۀ عقلى لطمه وارد مىسازد كه حكما گفتهاند: واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جميع الجهات است و اين قاعده در جاى خود با براهين عقلى به اثبات رسيده است.
معتزله چون عقيدۀ اشاعره را در مورد زائد بودن صفات بر ذات با موازين عقلى سازگار نديدهاند و از طرفى اتحاد ذات و صفت را نيز غيرمعقول دانستهاند، ناچار صفات را مورد انكار قرار داده و اصل نيابت را مطرح ساختهاند. معنى نيابت در اين باب اين است كه مىگويند ذات حق تبارك و تعالى، كه از هر جهت واحد است، نيابت صفات را به عهده دارد و هرگونه خصلت و خاصيت كه در صفات مىتواند وجود داشته باشد در خود ذات موجود است. معنى اين سخن آن است كه اگر خاصيت علم بطور مثال اتفاق فعل بهشمار مىآيد، عين اين خاصيت در ذات وجود دارد بدون اينكه صفت علم بر آن اطلاق شود.
گروه ديگر از كراميه در باب صفات بارى تعالى عقيدهاى ابراز داشتهاند كه با موازين عقل و خرد سازگار نيست. اين گروه بر اين عقيدهاند كه صفات بارى هم حادثاند و هم زائد بر ذات. بطلان اين عقيده آنچنان روشن است كه به هيچوجه نيازمند بحث و بررسى نمىباشد.
بطلان عقيدۀ معتزله نيز در اين باب چيزى نيست كه از نظر اهل خرد پنهان بماند، زيرا نيابت ذات از صفات داراى معنى محصلى نمىباشد. آنچه مىتواند به حل مشكل در مورد مسئله ذات و صفات كمك نمايد چيزى جز اين نيست كه گفته شود صفات در وجود، عين ذاتاند اگرچه در عالم مفهوم مغاير يكديگر بهشمار آيند.
به اين ترتيب مىتوان گفت وجود صفت به هيچوجه از وجود موصوف جدا نيست؛ بلكه صفت همواره ظهور موصوف بهشمار مىآيد. ذات، حقيقت واحدى است كه در صفات گونهگون ظهور مىيابد. تعدد ظهور در يك شىء به هيچوجه تكثر و پراكندگى آن